شاهرود علما

آیت الله جوادی آملی

آیت الله جوادی آملی در دیدار با رئیس و معاونان سازمان اطلاعات سپاه، رمز موفقیت این سازمان را توکل به خدا و توسل به ائمه معصومین دانست.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، حجت الاسلام و المسلمین حسین طائب رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی و جمعی از مدیران این سازمان با آیت الله جوادی آملی از مراجع عظام تقلید دیدار کردند.

  • بیشتر بخوانید:

رئیس سازمان اطلاعات سپاه: ایجاد گروهکهای ضدامنیتی جدید در دستور کار دشمنان انقلاب است
در این جلسه، آیت‌الله جوادی آملی با اشاره به اهمیت و نقش رسانه‌های جدید و فضای مجازی در جامعه و سبک زندگی انسان‌ها، بستر فعالیت این رسانه‌ها را فضای حقیقی  دانست و اظهار داشت: وقتی انتقال اطلاعات، متعلق به اندیشه است و تمام افکار، عکس‌ها، حرف‌ها و حتی تمام اهانت‌ها در آن می‌آید، بنابراین مجازی معنا ندارد و این فضا، فضای حقیقی است.

وی با بیان آثار هجوم اطلاعات هدفمند دشمن بر اذهان جوانان و اشاره به تمثیل بی‌اثر بودن شستن ظرف آبِ شور با آبِ شیرین افزود: وقتی جوان در معرض این هجوم قرار گرفته و گوشش از این مطالب پر شده، کار بسیار سخت است. مبارزه با اراجیف منتشر شده در این فضا بسیار مشکل است. جوان که خالی ذهن نیست. این مشکل یک راه‌حلی می‌خواهد و ما با چنین دشمنی روبرو هستیم.

این مرجع تقلید در ادامه توکل به خداوند و توسل به ائمه معصومین(ع) را رمز موفقیت در کارها دانست و خطاب به مسئولین سازمان اطلاعات سپاه گفت: کار شما آقایان خیلی سنگین است. قبلاً عرض می‌کردیم خوب است که انسان هرکاری را به نیابت حضرت حجت(عج) بکند؛ الآن عرض می‌کنیم کارهایتان را به نیت حضرت، به اذن حضرت و به کمک حضرت انجام دهید.

آیت‌الله جوادی آملی در بخش دیگری از سخنان خود، به انتقاد از عملکرد و سیاست‌های آمریکا در منطقه که منجر به تولید ناامنی شده، پرداخت و با اشاره به اوضاع حساس کشورهای جهان اسلام تأکید کرد: آمریکا در جنوب کشور ما و در همین کشورهای یک‌وجبی که شیوخ بی‌عقل خلیج فارس آن را اداره می‌کنند، پایگاه نظامی دارد. همین که عراق مقداری آرام شده؛ داعش را به همسایگان شرقی ما برده‌اند که آمریکا در آنجا هم پایگاه دارد. البته برای ما فرقی نمی‌کند که سوریه شلوغ باشد یا جایی دیگ، اینها هم همسایه‌های دیوار به دیوار ما هستند. بنابراین ما باید حواسمان جمع باشد.شرایط مانند میدان مین است.

وی با تاکید بر این نکته که در همه امور تکیه‌گاه اول و وسط و آخر، باید خدا باشد، افزود: انشاءالله این خون‌های پاکی که ریخته شده است، ثمر خواهد داد. این شهدا، خیلی زحمت کشیدند و امکان ندارد که خدا اینها را رها کند. قرآن کریم می‌فرماید؛ اگر پیشنهاد سازش به شما دادند، شما استقبال نکنید، “فلا تَهنوُا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ و اَنتُم‌الاَعلَون”، چرا؟ چون “وَالله مَعَکُم”، چون “ولَن ‌یَتِرَکُم اَعمالَکُم”. چون کار کردید، خون دادید و شهید دادید؛ ما شما را تنها نمی‌گذاریم. خداوند صریحاً می‌فرماید که شما پیروزید. برای اینکه خدا با شماست. چرا خدا با شماست و با دیگران نیست؟ برای اینکه خون دادید.

آیت‌الله جوادی آملی در پایان سخنان خود به حضور گسترده مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن سال جاری نیز اشاره کردند و از خداوند متعال، حفظ نظام جمهوری اسلامی و رهبر معظم انقلاب را در سایه امام زمان(عج) خواستار شد.

بر اساس این گزارش، در ابتدای این دیدار که در محل «بنیاد بین‌المللی علوم وحیانی اسراء» در شهر قم برگزار شد، رئیس سازمان اطلاعات سپاه، گزارشی از عملکرد و اقدامات این سازمان را ارائه کرد.

منبع: خبرگزاری تسنیم

انتهای پیام/

ادامه مطلب

آیت الله فاضل لنکرانی

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: فقه تشیع، نیازمند پژوهش های فراوان است تا حقیقت آن استخراج شود و دنیا را متحول کند؛ ما مدعی هستیم که فقه، موجب تحولات عظیم در جهان بشری خواهد شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، آیتالله محمد جواد فاضل لنکرانی امروز در مراسم تقدیر از پژوهشگران مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: در جلسه ای که با وزارت دادگستری داشتیم، بیان شد که اگر شوهری اجازه نداد زن ورزشکارش به مسابقات اعزام شود، نباید این کار انجام شود؛ بنده بیان کردم این مساله راه حل دارد، زیرا کسی که با این زن ازدواج کرده، می دانسته این زن اشتغال خارجی دارد، لذا حق ممانعت از کار وی را ندارد.
عضو جامعه مدرسین تصریح کرد: اگر کسی می داند که همسر آینده او استاد دانشگاه است و باید به دانشگاه های خارجی برود، حق ممانعت از این مساله را ندارد؛ این مساله می تواند در پیش از ازدواج حل شود، ولی پس از ازدواج نباید این شرط تغییر کند؛ مشکل اصلی آن است که این مسایل به حوزه عرضه نمی شود.
آیتالله فاضل لنکرانی اظهارکرد: شاهرود علمای که امروزه در خصوص حجاب مطرح شده، در این جا نه از حوزه حرفی بیرون رفت و نه از خارج از حوزه سوالی مطرح شد؛ اسلام هیچگاه نمی گوید که باید با شلاق و اجبار حجاب را الزامی کند، ولی فضلایی که این مقدار را بیان می کنند، به این مساله توجه ندارد که اسلام حاکم است و مسلمانان را به اجرای مسایل اسلامی مقید می کند؛ حاکم موظف است که بر حجاب زنان مراقبت کند.
رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: حوزویان در همه این عرصه ها وظیفه مند هستند؛ امروزه نمی توانیم بگوییم که ما یک وظیفه معمولی داریم بلکه یک محقق چند برابر دیگران وظیفه دارد و باید در همه عرصه ها به وظیفه خود عمل کنند.
وی افزود: در این مرکز هیچ هدفی غیر از فهم فقه اهل بیت(ع) و ارایه به نظام مقدس اسلامی و دنیا نداریم و امیدواریم این روند با دعای خیر اهل بیت(ع) تداوم یابد.

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: فقه تشیع، نیازمند پژوهش های فراوان است تا حقیقت آن استخراج شود و دنیا را متحول کند؛ ما مدعی هستیم که فقه، موجب تحولات عظیم در جهان بشری خواهد شد.
وی افزود: در فقه ما و اهل سنت، کافر را به حربی و ذمی تقسیم می کنند؛ حال اگر زمانی برسد که مسلمانان اصلا حکومتی ندارد، معنی کافر ذمی از بین می رود و در آن زمان آیا می توان گفت که همه کفار حربی هستند؟ این تقسیم باید ثلاثی شود که به شکل نه حربی و نه ذمی مطرح شود؛ امروزه بسیاری از کفار در شکل غیر ذمی و حربی قرار دارند.
وی تصریح کرد: هر چه در زمان پیش می رویم، نیاز به فقه بیشتر می شود و از دیگر سوی، قوت و قدرت فقه نیز بیشتر آشکار می شود؛ اگر به دنبال پژوهش های عمیق هستیم، قطعا موفق خواهیم شد؛ اهالی واقعی پژوهش می فهمند که پژوهش های این مرکز در برخی از عرصه ها بی نظیر است.
آیتالله فاضل لنکرانی اظهارکرد: در این مرکز به دنبال ارایه بیلان کار به کسی نیستیم؛ این مرکز به غیر از پاسخگویی به خدا و امام زمان به کسی پاسخ نمی دهد؛ در همین جهت باید پژوهش های فاخری در کنار آموزش قوی ایجاد شود تا بتوانیم به نتایج ارزشمند برسیم.
رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: اولویت های پژوهشی این مرکز هر سال ویرایش می شود، زیرا هر ساله اولویت ها ممکن است تغییر کند؛ طلاب باید به دنبال نوآوری باشند؛ نوآوری به معنی استخراج جدید است نه اینکه مطلبی که اصلا در دین وجود ندارد را بیان کنیم تا بتوانیم مشکلی از مشکلات نظام اسلامی حل شود.

وی با اشاره به روایتی از معصوم(ع)گفت: در این روایت؛ فقه، مفتاح بصیرت عنوان شده؛ اگر کسی به دنبال بصیرت باشد، حتی در امور سیاسی و اقتصادی و… باید بداند که فقه مفتاح همه این امور است و فقیه می تواند بصیر باشد.
رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) اظهارکرد: تمام عبادت نیز فقه است؛ یعنی کسی که فقیه نباشد، یک عبادت تام از او صادر نمی شود؛ عبادت تام تنها از فقیه صادر می شود و اگر عارف و فیلسوف، فقیه نباشد نمی تواند عبادت تام انجام دهد.
وی تصریح کرد: اگر انسان بخواهد به شان و منزلت در دنیا و دین برسد و مراتب بلندی در دنیا وآخرت برسد باید بداند که کلید همه این عوامل، فقه است.
آیتالله فاضل لنکرانی اظهارکرد: مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در هنگام تاسیس این مرکز بیان کردند که به دنبال تحولی در حوزه هستیم و اگر امروز به دید انصاف نگریسته شود این تحول، تا حدی واقع شده است؛ در امر آموزش، این مرکز موفقیت های بزرگی داشته است.

رئیس مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) گفت: فضلای این مرکز امروزه از مدیران مراکز تخصصی و محققان و پژوهشگران برجسته هستند؛ در مناطقی چون افغانستان و مشهد نیز توفیقات بسیاری ایجاد شده است.
وی افزود: تربیت مدرس و محقق قوی برای حوزه با عظمت قم خدمت بسیار بزرگی است؛ فضلای این مرکز پس از عرصه تدریس وارد میدان تحقیق و پژوهش می شود؛ کیفیت آموزشی بسیار خوبی در این مرکز ایجاد شده است؛ در این مرکز سعی شده است که جوهره حوزه قدیم و سنن حوزوی حفظ شود.
آیتالله فاضل لنکرانی اظهارکرد: پس از راه اندازی بخش پژوهش نتایج گرانباری در این عرصه بدست آمد؛ حضور حجت الاسلام والمسلمین طبسی در این بخش ما را برای تحویل آثار فاخر به جهان اسلام مصمم کرده است.

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/

ادامه مطلب

آیت الله العظمی مکارم شیرازی

 حضرت آیت الله مکارم شیرازی تاکید کردند: لازم است علمای اسلام بر مبارزه با جرائم اجتماعی تمرکز کنند و در این زمینه، به همگرایی و همکاری جدی روی‌آورند.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، متن پیام حضرت آیت‌الله‌ا  مکارم شیرازی به سومین کنفرانس بین المللی فقه، قانون و واقعیت های اجتماعی که عصر امروز به صورت رسمی  در قم آغاز شد به این شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

قبل از هر چیز تشکیل و برگزاری این کنفرانس را به حاضران و همه دست‌اندرکاران تبریک عرض نموده، نکاتی را در این خصوص متذکر می‌شوم:

۱٫ اهمیت موضوع کنفرانس در این است که از یک‌سوی فرصت بررسی فقهی نسبت به مسائل و فروع اجتماعی متعددی را که درون این موضوع کلان جای می گیرند، فراهم آورده و از سوی دیگر، این موضوع، فصل مهمی در مطالعات و بررسی های اسلامی فراروی اندیشمندان و عالمان اسلامی می‌گشاید تا فرصت یابند کارکرد فقه اسلامی (و قوانین منبعث از آن) را در قبال واقعیت های اجتماعی به‌ویژه ناهنجاری‌ها و آسیب های آن، موردبررسی و شناخت قرار داده و طرق پیشگیری را ارائه دهند.

۲٫ در منطق اسلام، وجود جرائم اجتماعی در جامعه موجب دور شدن افراد از خداوند، ناسالم شدن روابط انسان‌ها با یکدیگر، و آلوده شدن محیط اخلاقی وزندگی می گردد؛ به همین جهت، شریعت اسلامی مواضع طبیبانه و مشفقانه و درعین‌حال قاطعانه ای را در برابر مرتکبان این جرائم اتخاذ کرده است تا از یک‌سوی از وقوع این جرائم پیش گیری نموده، و از سوی دیگر با آن ها در صورت وقوع، مبارزه منطقی نماید.

۳٫ لازم است حوزه های علمیه و مراکز فقهی جهان اسلام به آن دسته از جرائم اجتماعی که سابقاً وجود نداشته و در دنیای جدید پا به میدان نهاده  است، به‌عنوان بخش مهمی از مسائل مستحدث نگاه کرده و بررسی علمی و فقهی این جرائم را به دلیل حساسیت و خطرهای آن¬ها در زمره اولویت های فعالیت های علمی و فقهی خود قرار دهند.

۴٫ امروزه شرایط اجتماعی و جهانی به‌گونه‌ای شده است که بسیاری از جرائم اجتماعی، مرزهای کشورها و ملت ها را درمی‌نوردد، و به شکل سازمان‌یافته‌ای به همه جوامع هجوم می آورد. در قبال این پدیده – که تهدیدی جدی برای نسل های وابسته به همه مذاهب اسلامی، و درواقع به همه امت اسلامی است- لازم است علمای اسلام بر مبارزه با جرائم اجتماعی تمرکز کنند و در این زمینه، به همگرایی و همکاری جدی روی‌آورند.

۵٫ در دنیای امروز اتخاذ مواضع فقهی در قبال برخی از جرائم اجتماعی، به دلیل آن‌که از عوامل مختلف تأثیر می پذیرند، و آثار ویرانگری را پس از وقوع بر جای می گذارند، نیازمند انجام مطالعات دقیق نسبت به آن هاست تا از هرگونه آثار منفی برکنار باشد. بنابراین اگر قوانین مرتبط به مسائل اجتماعی و فرهنگی بر اساس احکام شریعت الهی تنظیم و تدوین گردند، و سپس به‌صورت دقیق به اجرا درآیند، امید می‌رود ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی در مسیر به تحلیل رفتن و زوال یافتن قرار گیرند.

بار دیگر از همه شما اندیشمندان تشکر کرده، و امیدوارم جوامع اسلامی از تلاش‌های شما عزیزان بهره کافی را ببرند و این کنفرانس گام برجسته‌ای در تخفیف آلام آسیب‌های اجتماعی باشد.

منبع: حبرگزاری حوزه

انتهای پیام/

ادامه مطلب

قبله

مسیحیان در موقع عبادت، رو به محلّ تولّد حضرت عیسى در بیت ‏المقدّس مى ایستادند که نسبت به محلّ سکونت آنان، در مشرق قرار داشت، و یهودیان رو به بیت ‏المقدّس عبادت مى‏ کردند که نسبت به محلّ سکونتشان، در طرف مغرب قرار مى‏ گرفت، ولى کعبه نسبت به آن دو در وسط قرار مى‏ گیرد و قرآن …

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله شاهرود علما تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه ۱۴۳ سوره بقره پرداخته است

آیه:

وَکَذَلِکَ جَعَلْنَکُمْ أُمَّهً وَسَطاً لِّتَکُونُواْ شُهَدَآءَ عَلَى النَّاسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهِیداً وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَهَ الَّتِى کُنْتَ عَلَیْهَآ إِلاَّ لِنَعْلَمَ مَنْ یَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَنْقَلِبْ عَلَى‏ عَقِبَیْهِ وَإِنْ کَانَتْ لَکَبِیرَهً إلاَّ عَلَى‏ الَّذِینَ هَدَى‏ اللَّهُ وَمَا کَانَ اللَّهُ لِیُضِیعَ إیمَنَکُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِیمٌ‏

ترجمه:

و بدین‏سان ما شما را امّتى میانه قرار دادیم تا بر مردم گواه باشید و پیامبر (نیز) بر شما گواه باشد. و ما آن قبله‏اى را که قبلاً بر آن بودى برنگرداندیم، مگر براى آنکه افرادى را که از پیامبر پیروى مى‏کنند از آنها که به جاهلیّت باز مى‏گردند، بازشناسیم. و همانا این (تغییر قبله،) جز بر کسانى که خداوند آنها را هدایت کرده دشوار بود. وخدا هرگز ایمان شما را (که سابقاً به سوى بیت‏المقدّس نماز خوانده‏اید،) ضایع نمى‏گرداند. زیرا خداوند نسبت به مردم، رحیم و مهربان است.

* نکته ها                     

مسیحیان در موقع عبادت، رو به محلّ تولّد حضرت عیسى در بیت‏المقدّس مى‏ایستادند که نسبت به محلّ سکونت آنان، در مشرق قرار داشت، و یهودیان رو به بیت‏المقدّس عبادت مى‏کردند که نسبت به محلّ سکونتشان، در طرف مغرب قرار مى‏گرفت، ولى کعبه نسبت به آن دو در وسط قرار مى‏گیرد و قرآن با اشاره به این موضوع، مى‏فرماید: همانگونه که ما کعبه را در وسط قرار دادیم، شما مسلمانان را نیز امّت میانه قرار دادیم.

مفسّران بحث‏ هاى گوناگونى را در ذیل این آیه مطرح نموده‏اند و در تفسیر «امّت وسط» برخى گفته ‏اند: مراد امّتى است که نه اهل افراط باشد نه تفریط، نه طرفدار جبر نه تفویض، نه معتقد به اصالت فرد، نه اصالت جامعه.

ولى با چند مقدّمه، روشن مى ‏شود که مراد آیه از امّت وسط، افراد خاصّى هستند. آن مقدّمات عبارتند از:

۱- قرآن، امّت وسط را شاهد بر اعمال معرفى کرده است، پس باید در قیامت بر اعمال مردم گواهى دهد.

۲- گواه شدن، علم و آگاهى و عدالت مى‏ خواهد.

۳- همه‏ى افراد امّت، آگاهى و عدالت ندارند.

به همین دلیل در روایات مى‏خوانیم که مراد از امّت وسط، امامان معصوم هستند که اوّلاً به همه کارها علم دارند. چنانکه قرآن مى‏فرماید: «سیرى اللّه عملکم و رسوله والمؤمنون» [۱] که مراد از مؤمنانى که اعمال مردم را مى ‏بینند و به آن علم پیدا مى‏کنند، مطابق روایات امامان معصوم هستند. و ثانیاً عدالت دارند. چنانکه خداوند در آیه‏ى «انّما یُرید اللّه لیذهب عنکم الرِّجس اهل البیت و یُطهّرکم تطهیراً» [۲]عصمت و عدالت آنان را تضمین نموده است.

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید: مگر مى‏شود امّتى که بعضى افرادش لایق گواهى دادن براى چند عدد خرما در دادگاه‏هاى دنیا نیستند، لیاقت گواهى دادن بر همه‏ى مردم در قیامت را دارا باشند؟ به هر حال مقام گواه بودن در محضر خداوند، آن هم نسبت به همه‏ى کارهاى مردم، تنها مخصوص بعضى از افراد امّت است که به فرموده روایات، امامان معصوم مى‏باشند.

در اینجا یک سؤال باقى مى‏ماند که چرا خداوند به جاى نام بعضى افراد، نام امّت را برده است؟ که در پاسخ مى‏گوییم: قرآن حتّى یک نفر را نیز امّت معرفى نموده است: «انّ ابراهیم کان امّه قانتاً للّه» [۳]

* فلسفه تغییر قبله

در مورد فلسفه تغییر قبله، تحلیل‏ هاى متعدّدى صورت گرفته است؛ برخى گفته‏ اند انتخاب اوّلیّه بیت‏المقدّس به عنوان قبله، به منظور جلب افکار یهود و همراهى آنان بوده است و آنگاه که مسلمانان خود قدرت و توانایى پیدا کردند، دیگر به این کار نیاز نبود. برخى نیز گفته‏اند: علاقه به مکّه و وطن موجب شد که قبله تغییر یابد. لیکن این تحلیل‏ ها موهوم و خلاف واقع هستند.

آنچه قرآن در این باره تصریح و تأکید دارد این است که تغییر قبله، آزمایش الهى بود تا پیروان واقعى پیامبر شناخته شوند. زیرا آنها که ایمان خالص ندارند، به محض تغییر یک فرمان، شروع به چون و چرا مى‏ نمایند که چرا اینگونه شد؟ اعمال ما طبق فرمان سابق چه مى‏ شود؟ اگر فرمان قبلى درست بود، پس فرمان جدید چیست؟ اگر دستور جدید درست است، پس فرمان قبلى چه بوده است؟ خداوند نیز به کسانى که در برابر فرامین او تسلیم هستند، بشارت مى‏دهد که اعمال گذشته‏ى شما ضایع نمى ‏شود، زیرا مطابق دستور بوده است.

در این آیه به جاى کلمه نماز، واژه ایمان بکار رفته است که نشان دهنده‏ى اهمیّت و مقام نماز و برابرى آن با تمام ایمان مى‏باشد. «وما کان اللّه لِیضیع ایمانکم»

* پیام ها                      

۱- اولیاى خدا، بر اعمال ما نظارت دارند. «لتکونوا شهداء»

آرى، بعضى انسان‏ها داراى چنان ظرفیّتى هستند که مى‏توانند ناظر تمام اعمال و آگاه به انگیزه‏هاى انسان‏ها در طول تاریخ باشند.

۲- در قیامت، سلسله مراتب است. تشکیلات و سازماندهى محکمه‏ى قیامت بگونه‏اى است که ابتدا ائمّه بر کار مردم گواهى مى‏دهند، سپس پیامبر بر امامان گواه است. «لتکونوا شهداء على الناس و یکون الرّسول علیکم شهیداً»

۳- آزمایش، یک سنّت قطعى الهى است و خداوند گاهى با تغییر فرمان، مردم را امتحان مى‏کند. «لنعلم من یتبع الرسول…»

۴- پیروى از دستورات دین، مایه رشد و کمال و نافرمانى از آن، نوعى حرکت ارتجاعى است. «ینقلب على عقبیه»

۵ – جز فرمان خداوند، به چیز دیگرى از قبیل، جهت، رنگ، زمان، مکان و شیوه‏ى خاصّى خود را عادت ندهیم، تا هرگاه فرمانى بر خلاف انتظار یا عادت و سلیقه‏ى ما صادر شد، بدنبال فرار یا توصیه نباشیم. «لنعلم من یتّبع الرّسول ممن ینقلب على عقبیه»

۶- مقام تسلیم بر افراد عادّى سنگین است: «لکبیره» و تنها کسانى به این مقام دست مى‏ یابند که هدایت خاصّ الهى شامل آنان شود. «الاّ على الّذین هدى اللَّه»

۷- قوانین و مقررات، شامل زمان‏هاى قبل نمى‏ شود. اگر امروز فرمان تغییر قبله صادر شد، نمازهاى قبلى صحیح است و از امروز باید به سوى دیگر نماز خواند. «وما کان اللّه لیضیع ایمانکم»

۸ – تمام تغییرات و تحوّلات تکوینى و تشریعى، ناشى از رحمت و رأفت خداوندى است. «لرؤف رحیم»

۱) توبه/ ۱۰۵

۲) احزاب/ ۳۳

۳) نحل/ ۱۲۰

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/

ادامه مطلب

به گزارش شاهرود علما، آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد پیش از ظهرامروز در بازدید خود از مدرسه علمیه شاهرود علما باقرالعلوم در تشریح مهمترین وظایف طلاب و روحانیت در شرایط فعلی اظهار کرد: یکی ازمهمترین وظایف طلاب و روحانیت براساس روایات معصومین، ایستادگی در برابر خطوات شیطان است.

وی با بیان اینکه ترک نماز، ترویج گناه و ندادن خمس و زکات بخشی کمی از توطئه های ابلیس علیه مومنین است، گفت: امروزه شیطان توسط ابزار دشمن و استکبار درصدد ترویج فرهنگ سکولار در جامعه ومیان طلاب و حوزه های علمیه است.

*دشمن درصدد سکولار کردن جامعه  و حوزه علمیه است

نماینده ولی فقیه در استان اصفهان افزود: شبه سازی علیه اعتقادات و چرایی حضور فعال روحانیت در جامعه اسلامی یکی از فتنه هایی است که شیاطین در جامعه امروز مطرح می سازند، پیوند سیاست و دیانت جز اصول اسلامی و عقیدتی ما است.

وی با تاکید برعدم جدایی سیاست و دیانت در نظام اسلامی خاطرنشان کرد: روحانیت و طلاب باید در متن و بطن جامعه اسلامی باشند و باتکیه بر اصول اسلامی وعقیدتی مانع از تحقق نقشه های شیطان و دشمن شوند.

امام جمعه اصفهان بیان کرد: سیره معصومین و خط امام راحل به ما می آموزد که طلاب و روحانیت وظیفه دارند روزنه هایی که شیطان امکان حضور و خدعه علیه مومنین را دارد شناسایی و با تثبت و تقویت اعتقادات مانع از این خواسته دشمنان شود.

وی عنوان کرد: این تصوری که روحانیت منحصر به محراب، نماز و مسجد است و نباید درارکان نظام اسلامی دخالت داشته باشد، غلط و از سوی دشمن برنامه ریزی شده است، هیچ فردی چون روحانیت آگاه به سیاست دینی نیست.

آیت الله طباطبایی نژاد ابراز کرد: طلاب و روحانیون به عنوان مرزبانان دین محسوب می شوند و باید از شریعت اسلام در هر عرصه ای دفاع کنند.

در پایان برخی از طلاب به بیان نقطه نظرات، پیشنهادات و انتقادات خود در راستای ارتقای کمی و کیفی حوزه علمیه اصفهان پرداختند.

انتهای پیام/

ادامه مطلب

رعایت اصول و احکام شریعت گام اول براى سیر و سلوک است، و سالکان طریقت هرگز به خود اجازه نمى دهند که براى وصول به حقیقت کمترین تخطى و انحرافى از احکام شریعت پیدا کنند در حالى که در عرفان التقاطى (تصوف) این معنى نه تنها مجاز شناخته شده، بلکه احیاناً مورد توصیه نیز قرار گرفته، و به عنوان یک الگو مطرح شده است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در یادداشتی به واکاوی پیامدهای امنیتی عرفان های پرداختند و تصریح کرده اند: در عصری به سر می بریم که شیاطین در لباس‌هاى مختلف ظهور مى‌کنند و حتى لباس مقدس عارف وسالک را بر تن مى‌پوشند تا ره‌پویان این راه را بهتر فریب دهند.[۱]لذا آثار نفاق در چهره‌ها وحرکات ودر لابه‌لاى سخنان آن‌ها نمایان است که ما آن‌ها را تحت عنوان‌ «عرفان‌هاى کاذب» معرفى مى‌کنیم.[۲] فرقه هایی منحرف که دائماً  مرتکب فساد و فتنه مى شوند و به امنیّت جامعه ضربه مى زنند.[۳]

از این رو رسانه های بیگانه نیز که روی ایجاد نا امنی در جامعه سرمایه گذاری می کنند از ابزار این فرقه های منحرف و منحط که مشغول فعالیت هستند امنیت جامعۀ اسلامی را مورد تهدید قرار می دهند؛ به نحوی که به جرأت می توان ماهیت ذاتی عرفان های کاذب را به عنوان عوامل  اصلی نا امنی در جامعه به شمار آورد.[۴]

در این بین حادثه ناگوارى که اخیراً در تهران اتفاق افتاد و منجر به شهادت چند نفر از مأموران انتظامى و بسیجى و موجب تخریب و سوزانده شدن اموال مردم شد، نشان داد که  عرفان‌هاى کاذب سر از مسائل خطرناک دینى و اجتماعى و اخلاقى در آورده اند که یک نمونه‌اش همین حادثه دردناک تهران بود. این جنایت تا کنون در کشور ما سابقه نداشت که شخص تبهکارى سوار ماشین شود و مردم بیگناه و مدافع امنیت را زیر بگیرد و به قتل برساند. لیکن تصوف این بدعت را به نام خود ثبت کرد.[۵]

عرفان های کاذب؛ ابزار دست آمریکا و صهیونیسم

بدیهی است عوامل سیاسى یکى از پررنگ‌ترین امورى است که به پیدایش عرفان‌هاى کاذب کمک کرده زیرا از یک‌سو پیروان این عرفان‌ها دخول در مسائل سیاسى وبه‌ویژه امورى مانند جهاد را ممنوع مى‌شمرند وبه این شکل، هم علاقه خود را به معنویت به‌صورت کاذبى اشباع مى‌کنند وهم مزاحمتى براى جهان‌خواران ومستکبران عالم ندارند.[۶]

لذا  فرقه های ضاله که  در راستای  تخریب و تضعیف نظام اسلامی  فعالیت می کنند که به یقین  ساخته و پرداخته استعمار هستند و مرکز آنها در اسراییل و آمریکاست. [۷]

اینچنین است که ساختن فرقه ها و مذاهب انحرافی یکی از دسیسه های اصلی دشمن است[۸] و طبیعی است بسیارى از آن‌ها ابزار دست سیاستمداران جهان هستند وسیاستمداران جهان‌خوار براى آن‌ها احترام فراوانى قائل‌اند واز اعتقاد آن‌ها به صلح کل براى اهداف نامشروع خود بهره مى‌گیرند وجالب این است که بسیارى از آن‌ها سرانجام به آمریکا پناهنده شده ویا رشد ونمو آن‌ها در آن‌جا بوده ویا در مشکلات، حامیانى از سیاستمداران آمریکا داشته‌اند.[۹]

ردپای استعمار در پیدایش و گسترش تصوف

در تاریخ اسلام هیچ شاهدى بر وجود تصوف نیست؛ بلکه مدارک روشنى در دست داریم که تصوّف از قرن دوم هجرى از خارج مرزهاى اسلام، از اقوامى مانند هندوها و یونانیان و مسیحیان به مرزهاى اسلام نفوذ کرد و با معتقدات اسلامى آمیخته شد و به شکل یک فرقه التقاطى درآمد.[۱۰]

بررسى تاریخ معاصر نیز نشان مى دهد که همیشه دشمنان اسلام، سعى داشته اند افکار مردم مسلمان را به یک نوع بى تفاوتى در برابر حوادث سوق دهند و مطمئناً هیچ چیز بهتر از افکار صوفیانه و صوفى مسلکى و خزیدن در گوشه خانقاه و پناه بردن به یک سلسله تخیّلات نظر آنها را تأمین نمى کرده است،[۱۱] چرا که صوفیان به حکم درون گرایى، چندان کار به برون ندارند، و به حکم «صلح کل» که مذهب صوفى است مایلند با همگان کنار بیایند و در صلح و صفا زندگى کنند، و در تعلمیات آنها مسائلى همچون جهاد و برخورد قهرآمیز با دشمنان حق و عدالت، و پنجه افکندن در پنجه ظالمان و ستمگران، و قیام و شورش پرخروش بر ضد آنان محلى ندارد، به عکس خزیدن در گوشه خانقاه، و چشم برداشتن از جهان ظاهر، کاملًا با افکار آنها سازگار است.[۱۲]

به راستی چه عاملى براى تخدیر توده ها از چنین تفکراتى بهتر مى باشد؟ و لذا جاى پاى استعمار در تاریخ تصوّف به خوبى نمایان است، مخصوصاً در عصر و زمان ما. براى اینکه مذهب مخصوصاً اسلام را از صورت فعال بیندازند، و آن را به یک عامل تخدیر مبدّل کنند اصرار بر تقویت خانقاهها، و رهبران این فرق داشته و دارند.[۱۳]

 لذا قدرت های استکباری مروج این [۱۴]افکار و تعلیمات بوده و هستند و مطمئناً هر قدر مردم این سامانها به این مسلکها روى آورند بار آنها سبک تر و مقاصد آنها عملى تر خواهد شد.[۱۵]

این یکى از عوامل گرایش و گسترش این مسلکها در کشورهاى اسلامی  است که آثار آن در جوامع اسلامی به صورتهاى گوناگون به چشم مى خورد، حتى اگر در اعماق بعضى از مذاهب ساختگى که در قرون اخیر به وجود آمد دقّت کنیم خواهیم دید که در همه آنها یک نوع ریشه صوفیگرى و افکار صوفیانه وجود دارد.[۱۶]

بر این اساس قوى ترین عامل جنب و جوش صوفیان در ایران، جنبه سیاسى دارد و جزء نقشه هاى استعمارى است، اینگونه است که ترویج صوفیگرى در متن سیاست رژیم طاغوتى پهلوى قرار داشت و از سالها دیده میشد که شرق شناسان از شرق و غرب و وزارت فرهنگ رژیم پهلوی از ایران دست به دست هم داده بر اوج آن مى افزودند.[۱۷] و یا وزارت فرهنگ ایران در عصر طاغوت صوفیگرى را به عنوان درسى در دانشگاهها مى گرداند و سالانه بودجه هنگفتى در راه کتاب صوفیان خرج مى کرد.[۱۸]،[۱۹]

فتنه گری و تضعیف امنیت دینی در سایۀ ترویج  اباحه‌گری

گفتنی است اساس عرفان های کاذب بر محور اباحى‌گرى وعبور از خطوط قرمز در مسائل اخلاقى واجتماعى وبرداشتن هرگونه قیدوبند دینی از افراد ودادن آزادى مطلق. دور مى‌زند[۲۰]

از این رو در سرگذشتهایى که به استحاله آرمانى بعضى از صوفیان مربوط مى شود آمده است که صوفیان به علت راحت طلبى، گریز از مسئولیتهاى اجتماعى، وضع روانى، خیال پردازى، درون گرایى، خویشتن یابى، و خودآگاهى، تازه جویى، خستگى روحى، وازدگى علمى، گریز از مذهب مختار، واکنش منفعلانه در برابر قدرت های استکباری و بسیارى علل دیگر به مسلک تصوف روى آورده اند.[۲۱]لذا  نوعى تساهل و تا حدوى عدم تعّصب در بین افراد و اعضاى گروه صوفیه وجود دارد[۲۲] .

بی جهت نیست  گروهى که با حکومت روحانیت و اسلام اصیل مخالفند به صوفیگرى روى مى آورند که رنگ و لعابى از مذهب دارد و درست در نقطه مقابل روحانیت و مذهب است.[۲۳]

زیرا صوفیان، مذهبى مى خواهند که با همه چیز بسازد، نجات را فقط در صفاى دل بداند و بس![۲۴]و در انجام تکالیف اسلامى سختگیر نباشد و راه را برى ارتکاب بسیارى از اعمال باز بگذارد، اینها پوست است نه مغز!اینها همه در صوفیگرى پیدا مى شود، چیزى که بوى اسلام مى دهد، اما اسلام نیست! و براى ضربه زدن به اسلام ابزار خوبى است.[۲۵]

لذا صوفیان با گفته ها و نوشته هاى خویش، حدّ و مرز کلمات و مفاهیم و معانى دینى را مى شکنند و غیر مسقیم از ارزش کلمات مقدس شرعى مى کاهند نام و صفات خداوند و دیگر واژه هاى توقیفى دینى را از وضع اولیه خود بیرون برده و به جاى آن یک دسته الفاظ رمزى و مجازى مانند: ساقى، شاهد، عشق، مى ..قرار مى دهند، و مفاهیم برخى جملات دینى را هم دگرگون مى کردند؛ مثلًا در شریعت گفت شده گناه مکنید. ابن عربى مى گفت: ترک گناه، گناه است![۲۶]،[۲۷] و یا بنا به دستور شرع، شیطان لعنت شده است؛ ولى احمد غزالى (۵۲۶ ه) مى گفت: هر که تعلیم توحید از ابلیس نگرفت زندیق است.[۲۸]،[۲۹]

بی شک این مضامین انحرافی در واقع   منحرف ساختن مردم  از دین و مصداق بارز فتنه انگیزی است[۳۰] بر این اساس حکومت اسلامى  فتنه گرى به هر عنوان را  نوعى اعلام جنگ [۳۱]مى داند و خود را موظّف به دفاع مى شمرد.[۳۲] زیرا «ایجاد فتنه (و منحرف ساختن مردم از دین خدا) از قتل هم بالاتر است»،[۳۳]چرا که آن جنایتى است بر جسم انسان و این جنایتى است بر جان و روح و ایمان انسان.[۳۴]

جنایت دراویش داعشی؛ ارمغان پیوند صوفیسم و لیبرالیسم در شریعت گریزی

رعایت اصول و احکام شریعت گام اول براى سیر و سلوک است، و سالکان طریقت هرگز به خود اجازه نمى دهند که براى وصول به حقیقت کمترین تخطى و انحرافى از احکام شریعت پیدا کنند، در حالى که در عرفان التقاطى (تصوف) این معنى نه تنها مجاز شناخته شده، بلکه احیاناً مورد توصیه نیز قرار گرفته، و به عنوان یک الگو مطرح شده است.[۳۵]

لذا همه عرفان های کاذب  از برنامه‌هاى مذاهب آسمانى که به زعم آن‌ها سخت ومشکل است گریزان‌اند وبه گمان خودشان دربرابر آن‌ها آزادى زیادى در عین دین‌دارى! مى‌خواهند.[۳۶] همانگونه که لیبرالیسم نیز بر مسأله «فردگرائى» و «آزادیهاى فردى» در یک مقیاس نامحدود منحصر است.[۳۷]آنها در حقیقت براى اثبات این اصول روى اصل «آزادى» و «نیروهاى طبیعى انسان» تکیه مى کنند و مى گویند:انسان آزاد آفریده شده و باید آزاد بماند.[۳۸]

ولى هیچ توجه ندارند که تمام ارزش هاى انسانى و اجتماعى با این طرز فکر فرو مى ریزد و هیچ فلسفه یا مکتب یا منطقى نمى تواند براى این گونه افراد محدودیت قائل شود؟چرا محدود باشند؟ چرا هر کار را از آنها ساخته است انجام ندهند؟ چرا قوانین و الزامات اخلاقى و اجتماعى را بپذیرند؟و چنین افرادى چقدر خطرناک و وحشتناکند؟[۳۹]

در این شرایط، بازار عرفان‌سازها داغ شده است چراکه از یک‌سو لذات مادى لیبرالیسم که دامنه گسترده‌اى پیدا کرده چیزى نیست که بسیارى از افراد بتوانند از آن چشم بپوشند وجمع میان آزادى در آن‌ها وکام‌جویى‌هاى جنسى وغیر جنسى جز در عرفان‌هاى کاذب پیدا نمى‌شود. آن‌ها مى‌گویند: مهم اصلاح قلب ودرون وباطن است، اما در برون، انسان مى‌تواند آزادى داشته باشد، همان چیزى که در تعبیر جمعى از صوفیان گذشته وحال آمده است که مى‌گویند: شریعت پوست است وطریقت مغز است ورسیدن به حقیقت نتیجه طریقت است.[۴۰]

اینچنین است که عرفان های التقاطی غالباً در این اصل مشترک‌اند که آزادى‌هاى فراوانى که احیاناً سر از اباحى‌گرى، استفاده از مواد مخدر ویا حتى همجنس‌گرایى درمى‌آورد به پیروان خود بدهند وآنها را از خط قرمزهایى که در شرایع الهى وجود دارد وگروهى آن را مزاحم خود مى‌دانند عبور دهند.[۴۱]

به تعبیر دیگر، پیمودن راه ادیان آسمانى که توأم با بایدها ونبایدهاى فراوانى است باب ذائقه گروهى نیست، به همین دلیل خواسته معنوى خود را در جایى مى‌جویند که بر آن‌ها سخت نگیرد وبایدها ونبایدهاى عملى نداشته باشد ویا در حدّ محدود باشد.

وجود یک عده از افراد بى بندو بار و هنجار گریز در «زمره درویشان» یا لااقل «درسلک ایشان»! دلیل بر این مطلب است.[۴۲] که این گرایش  به عرفان‌هاى کاذب به‌دلیل نفی هنجارهای اجتماعی جامعه در ماهیت ذاتی تصوف است .[۴۳]

با این تفاسیر هنجارشکنى ومخالفت با اعتقادات بدیهى و مسلّمى که پیروان ادیان الهى پذیرفته‌انددر ذات عرفان های کاذب به ویژه تصوف نهادینه شده است[۴۴] همانطور  که دروایش صوفی در حادثه ناگوارى که اخیراً در تهران اتفاق افتاد در واقع جنایت داعشى‌ها را انجام دادند،[۴۵] و همانند داعشى‌ها که همه را غیر از خود کافر مى‌پندارند و خونشان را مباح مى‌دانند، این گروه نیز جنایت آفرینی کرد.[۴۶]زیرا بهره بردارى کامل و بدون قید و شرط از مظاهر مادی و غیر انسانی لیبرالیسم محتاج به یک آزادى عمل بى حساب در سایۀ مخالفت با نظم اجتماعی  است لذا هنجار شکنان دست به دامن تصوف مى زنند.[۴۷]

اختلاف افکنی  با چاشنی  تضعیف نظام اسلامی به سبک عرفان های کاذب

بدیهی است  آمار تعداد فرقه‌ های منحرف و  عرفان های کاذب روزبه‌روز بیشتر مى‌شود تا آن‌جا که برخی  تعداد آن‌ها را به بیش از چهار هزار عنوان می کنند، لذا  وحدت وتمرکز ملت‌ها وامت‌ها به شدت مورد هجمه قرار می گیرد ، از این نظر است که عرفان های التقاطی مورد علاقه ستمگران جهان هستند زیرا هرگونه تمرکز واتحاد جوامع اسلامی، بلاى جان آن‌هاست.[۴۸]

در این بین نظام اسلامی از نژادهاى مختلف؛ زبانهاى گوناگون، تشکیل یافته و تنها وجه مشترکى که در میان این همه دسته هاى مختلف پیدا مى شود همان اتحاد دینى و مذهبى است.[۴۹]لیکن امروزه  سعى مى شود با ترویج عرفان های کاذب ، تمامیت نظام اسلامی مورد تهدید قرار گیرد.[۵۰]

به راستى حیرت آور است در حالی که  امروز سعى مى شود اختلافاتى که در میان شیعه و سنى وجود دارد تقلیل پیدا کند و همه مسلمانان یک دل و یک زبان در برابر دشمنان مشترک خود ایستادگى کنند از آن بالاتر سعى مى کنند در میان تمام معتقدان به مذاهب عالم در برابر سیل مادیگرى و الحاد و بى دینى یک نوع اتحاد و هماهنگى ایجاد کرده و زنجیر محکمى تشکیل دهند؛  آیا بااین حال درست است که ما بیاییم  یا در مقابل مساجد که یگانه مرکز اسلامى است و در قاموس اسلام مرکز اجتماعى جز آن وجود ندارد خانقاه بسازیم؟![۵۱]

تصوف و هدایت پروژۀ نفوذ؛ مراقب باشید عرفان های کاذب در سطوح بالای مدیریت نفوذ نکند

تأسف آور است که امروزه مسائل زشت در لباس زیبا عرضه می شود مثل عرفانهای کاذب از جمله تصوف که متأسفانه از سطح توده مردم فراتر رفته و به قله مسائل اجتماعی و سیاسی نفوذ کرده است.[۵۲] در حالی که باید مراقب بود تا مسائل خرافی و عرفان های کاذب در سطوح بالای مدیریت نفوذ کند این مسئله برای نظام اسلامی بسیار خطرناک است.[۵۳]

نقش آفرینی عرفان های کاذب در تسهیل پروژۀ نفوذ غیر قابل انکار است به عنوان نمونه فردی به‌عنوان انرژى درمانى ودرمان بیمارى‌هاى لاعلاج به اغفال گروهى از مردم، به‌ویژه زنان مى‌پردازد. او براى انرژى درمانى به کویت مى‌رود و با سفارت‌خانه‌هاى خارجى تماس داشته وتمایل پیدا مى‌کند براى ادامه کار به انگلستان برود.[۵۴]

مدعى دیگر، زنى است که مدعی  ارتباط امام زمان(عج) بود و خود را  همسر آینده آن حضرت می دانست، ولى قبل از شروع فعالیت‌هایش با همسر سومش سفرهاى تفریحى متعددى به کشورهاى فرانسه، آلمان، ایتالیا، سوئد واسرائیل داشته است.[۵۵]

فرقه دیگرى که پیشواى آن‌ها یک فرد بى‌سواد است وخود را زکریاى رازى مى‌داند (لابد ازطریق تناسخ) ونماز را براى پیروانش تغییر داده وبه‌اصطلاح، نمازى مختص پیروان خودش ساخته است وعبارت «السلام علیک ایها النبى» را خطاب به خودش مى‌داند، مدعى است که ازطریق ریاضت، به مقاماتى رسیده است ومى‌خواهد در غرب ایران تشکیلاتى به نام اورشلیم بسازد وخانه کعبه را در آن قرار دهد تا دیگر کسى به مکه نرود.[۵۶]

تأسف آور است که امروز ه مى بینیم دستهایى از خارج و داخل ، در ترویج صوفیگرى مى کوشند؛ حتى کار به جایى رسیده که در بعضى از دانشگاهها، از سوى بعضى از اساتید تقویت مى شوند![۵۷]

به هر حال  امیدواریم مسؤولین محترم وقتى مى‌خواهند درباره عرفان های کاذب به ویژه تصوف سخن بگویند مراقب تعبیرات خود باشند و چیزى برخلاف آموزه‌هاى دینى که نتیجه معکوس خواهد داشت بیان نکنند. [۵۸]

عرفان های کاذب و تهدید امنیت اخلاقی جامعه

رهبران عرفان های کاذب غالباً براى جمع کردن پیروان بیشتر، از صلح کل وپذیرش همه مذاهب وعقاید دَم مى‌زنند وگاه حتى منکران خدا را با حفظ عقیده الحادى به‌سوى خود دعوت مى‌کنند ومجموعه نامتجانسى از پیروان را براى خود فراهم مى‌سازند ودرمجموع، از این طرق، شهرت‌طلبى وگاه منافع مادى وحتى جنسى خود را تأمین مى‌کنند.[۵۹]

بر این اساس مجامع صوفى ها خالى از تفرّج و تنوع نیست، مخصوصاً براى افرادى که کار روزانه خشن و سنگینى دارند وسیله خوبى براى رفع خستگى هاى روحى و فکرى و مایه تجدید نشاط است![۶۰]البته  در تمام دوره هایى که مسلک تصوّف رایج بود، بى شک، براى آن جاذبه هاى متنوعى نیز وجود داشت که عده اى آن را مى پذیرفتند. که از جمله مسئله« سماع» بود، موسیقى همراه یک سلسله سخنان عرفانى و محرّک، افراد پر شور و حساس را به خانقاهها دعوت مى کرد که در مقایسه با دعوت ساده مذاهب و پند و اندرز اخلاقى، داراى جاذبه و تحریک بیشترى بود.[۶۱]

چنانچه «وجد و سماع» (رقص و موسیقى) در میان بسیارى از فرق تصوف در قدیم بوده و حتى امروز هم وجود دارد که به اصطلاح به آنها حال مى دهد.بسیارى از آنها بکار گرفتن مواد مخدر و استفاده از آن را در مجالس خود مجازمى دانستند و نشئه حاصل از آن رایک نشئه روحانى! مى پنداشتند.[۶۲]

به عنوان نمونه آقایى به‌عنوان استاد عرفان با تشکیل جلسات محفلى اقدام به ترویج مسلکى خاص مى‌کند، گروهى را دور خود جمع نموده وبا تشکیل جلسه‌اى براى خانم‌ها، چنین القا مى‌کند که همه زن‌ها با او محرم هستند ومرز محرم ونامحرمى براى او وجود ندارد، خود را هدیه‌اى ازطرف خداوند به مردم مى‌داند.[۶۳]

و یا فرد دیگرى با ایجاد کلاس‌هاى عرفان، زنان را فریب مى‌داد که با شکایت جمعى از زنان فریب‌خورده محاکمه شد.[۶۴]بدیهى است که این گونه جلسات باب طبع عده اى است و آن را بر جلسات مساجد که خالى از همه اینها است ترجیح مى دهند.[۶۵]

با این تفاسیر مماشات در برابر فعالیت های مخرب تصوف، امنیّت اخلاقى و اجتماعى مردم را مورد تهدید قرار خواهد داد.[۶۶] زیرا محیطى که در آن تظاهر به گناه و فساد اخلاق زیاد است خطر ابتلاى به مفاسد اخلاقى را افزایش مى دهد و این [۶۷]یک حقیقت غیر قابل انکار است، لذا باید در راستای مقابله فراگیر  با تعالیم انحرافی اینگونه عرفان های التقاطی تلاش نمود.[۶۸]

سخن آخر:( استقرار امنیت اجتماعی پایدار مرهون تلاش های نیروی انتظامی است)

در خاتمه باید از  نقش آفرینی مهم نیروی انتظامی در تامین امنیت، و خدمات آنان در این راستا تقدیر و تشکر نمود به ویژه آنکه  عوامل نا امنی در عصر ما نسبت به گذشته بیشتر شده و سیاست های مخرب دشمنان اسلام روی عوامل نا امنی تاثیرگذاشته است و اگر دشمنان و معاندان بتوانند در جامعه ایجاد نا امنی کنند خواهند توانست اهداف خود را عملیاتی نمایند.از این رو وظیفه نیروی انتظامی نسبت به گذشته بیشتر و حساس تر شده است[۶۹].

البته همۀ دستگاه ها باید در تامین امنیت جامعه به نیروی انتظامی در مقابل تحرکات دشمنان کمک کنند؛و همۀ مسئولان باید متولی مقابله با این کارها باشد و نسبت به این مسائل اهتمام بورزد.[۷۰]

البته مفهوم دفاع نیز این نیست، که انسان بنشیند تا بر او هجوم برند؛ بلکه بایددر مقابل تحرّکات دشمن حساسیّت به خرج داد؛ و آمادگى رزمى را به خصوص در شرایط حسّاس حفظ کرد، و قبل از غافلگیر شدن ضربه را به دشمن توطئه گر وارد ساخت.[۷۱]

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/

ادامه مطلب

به گزارش شاهرود علما، حسینعلی حاجی دلیگانی ظهر امروز در جلسه بصیرت سیاسی در مرکز مدیریت حوزه علمیه اصفهان اظهار کرد: چنانچه در کشور انقلابی عمل می‌شد و مهم‌تر از همه انقلابی تفکر می‌شد، مشکلات حل شده بود.

وی با بیان اینکه یکی از بزرگترین مشکلاتی که در کشور در حال حاضر وجود دارد، نداشتن تفکر انقلابی مسئولین است، امروز تصمیماتی براین اساس گرفته می‌شود که باعث بروز بحران‌ها و معضلات اجتماعی و اقتصادی می‌شود.

نماینده دوره دهم مجلس خاطرنشان کرد: دشمن قطعاً درصدد ضربه زدن به اسلام و انقلاب و استفاده از هر فرصتی برای نیل به این خواسته خود است، ولی انتظار این است که مسئولین کشور نیز باهوشیاری و دقت کافی مانع از این خواسته دشمن شوند.

وی افزود: اشکالات و ضعف‌هایی قطعاً در دال کشور وجود دارد ولی نباید به آینده کشور ناامید بود، همه دنیا علیه تنها نظام اسلامی منطبق بر تفکر شیعه ۱۲ امامی بسیج شده‌اند و این برکسی پوشیده نیست.

حاجی دلیگانی اذعان کرد: متأسفانه شاهد یکسری بی‌توجهی‌های عمدی از سوی دولتمردان نسبت به وضعیت اقتصادی و اجتماعی و حتی فرهنگی مردم هستیم، عدم اهتمام لازم دولت نسبت به حقوق‌های نجومی و مدیران دو تابعیتی مصادیقی از آن جمله است.

وی با اشاره به اینکه به چه نحو دشواری موافقت نمایندگان مجلس را برای تصویب تحقیق و تفحص از مدیران دولتی گرفته شد گفت: بر اساس اقدامی و تحقیقی که صورت گرفت ۹۳ مدیر دو تابعیتی در بدنه مدیران کشور شناسایی شد که گزارش آن به کمیسیون امنیت ملی مجلس داده شده است.

عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس گفت: مدیران دو تابعیتی نشان از نفوذ دشمن در کشور است، هیچ‌گاه مدیر دو تابعیتی به فکر استقلال و عزت کشور نخواهد بود و منجر به امضاء تعهداتی چون FATF می‌شود.

وی در رابطه با مصادیق برخی از بی‌توجهی‌های دولت نسبت به وضعیت کشور به مجوز واردات بی‌رویه برخی از کالاهای مصرفی که امکان تولید در داخل کشور را دارد و یا افزودن فشار اقتصادی مضاعف بر دوش عامه مردم با قرار دادن تبصره ۱۴ و ۱۸ لایحه بودجه که موجب حذف یارانه ۳۰ میلیون ایرانی و افزایش قیمت حامل‌های انرژی بود، اشاره کرد.

نماینده مردم شاهین‌شهر، برخوارو میمه در مجلس تصریح کرد: خواسته اصلی دشمن بر این است که از هر فرصتی برای اثبات ناکارآمدی نظام اسلامی استفاده کند، امروزه دشمن در کمین اتفاقات رخدادِ در کشور نشسته است که بتواند از آن برای خود مصادره به مطلوب کند.

 

 

 

 

ادامه مطلب

خانه کعبه

 چون مشرکان مکّه، کعبه را به بتخانه تبدیل کرده بودند، پیامبر اکرم و مسلمانان، سیزده سالى را که بعد از بعثت در مکّه بودند، به سوى کعبه نماز نمى‏خواندند، تا مبادا گمان شود که آنان به بت‏ها احترام مى‏گذارند. امّا بعد از هجرت به مدینه، چند ماهى نگذشته بود که یهودیان زبان به اعتراض …

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، استاد محسن قرائتی در ادامه سلسله شاهرود علما تفسیری خود با موضوع تفسیر قطره ای به بیان آموزه های آیه ۱۴۱ و ۱۴۲ سوره بقره پرداخته است.

آیه ۱۴۱:

تِلْکَ أُمَّهٌ قَدْ خَلَتْ لَهَا مَا کَسَبَتْ وَ لَکُمْ مَا کَسَبْتُمْ وَ لاَ تُسئَلُونَ عَمَّا کَانُواْ یَعْمَلُونَ‏

ترجمه:

(به هر حال) آن امّت بگذشت، آنچه آنان بدست آوردند براى خودشان است و آنچه شما بدست آوردید براى خودتان است و شما از آنچه آنان کرده‏اند، سؤال نخواهید شد.

* پیام ها                      

۱- در کسب خوشبختى، تکیه به گذشتگان و تاریخ پدران، چاره‏ساز نیست. «لها ما کسبت ولکم ما کسبتم»

گیرم پدر تو بود فاضل‏ از فضل پدر، تو را چه حاصل

۲- هر امّتى، تنها مسئول عمل خویش است. «لا تسئلون عمّا کانوا یعملون»

آیه ۱۴۲:

سَیَقُولُ السُّفَهَآءُ مِنَ‏النَّاسِ مَا وَلَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِى کَانُواْعَلَیْهَا قُلْ لِلَّهِ المَشْرِقُ وَالمَغْرِبُ یَهْدِى مَنْ یَشَآءُ إِلَى‏ صِرَطٍ مُّسْتَقِیمٍ‏

ترجمه:

بزودى بى‏خردان از مردم، خواهند گفت: چه چیزى آنها (مسلمانان) را از (بیت‏المقدّس،) قبله‏اى که بر آن بودند برگردانید؟ بگو: مشرق و مغرب از آن خداست، هرکه را بخواهد به راه راست هدایت مى‏کند.

* نکته ها                     

چون مشرکان مکّه، کعبه را به بتخانه تبدیل کرده بودند، پیامبر اکرم و مسلمانان، سیزده سالى را که بعد از بعثت در مکّه بودند، به سوى کعبه نماز نمى‏خواندند، تا مبادا گمان شود که آنان به بت‏ها احترام مى‏گذارند. امّا بعد از هجرت به مدینه، چند ماهى نگذشته بود که یهودیان زبان به اعتراض گشوده و مسلمانان را تحقیر کردند و گفتند: شما رو به قبله ما بیت‏المقدّس نماز مى‏خوانید، بنابراین پیرو و دنباله رو ما هستید و از خود استقلال ندارید. پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله از این اهانت ناراحت شد و هنگام دعا به آسمان نگاه مى‏کرد، گویا منتظر نزول وحى بود تا آنکه دستور تغییر قبله صادر شد. پیامبر دو رکعت نماز ظهر را به سوى بیت‏المقدّس خوانده بود که جبرئیل مأمور شد، بازوى پیامبر را گرفته و روى او را به سوى کعبه بگرداند. در نتیجه پیامبر صلى الله علیه وآله یک نماز را به دو قبله خواند و اکنون نیز در مدینه نام آن محلّ به مسجدِ قبلتَین معروف است. [۱]

بعد از این ماجرا، یهود ناراحت شده و طبق عادت خود شروع به خرده‏گیرى کردند. آنها که تا دیروز مى‏گفتند: مسلمانان استقلال ندارند و پیرو ما هستند، اکنون مى‏پرسیدند، چرا اینها از قبله‏ى پیامبران پیشین اعراض کرده‏اند؟ پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله مأمور شد در جواب آنها پاسخ دهد: مشرق و مغرب از آنِ خداست و خداوند مکان خاصّى ندارد.

آرى، تغییر قبله، نشانه‏ى حکمت الهى است نه ضعف و جهل او. همچنان که در نظام تکوین، تغییر فصول سال، نشانه‏ى تدبیر است، نه ضعف یا پشیمانى.

خداوند در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آن اوست. پس جهت‏گیرى بدن به سوى کعبه، رمز جهت‏گیرى دل به سوى خداست. چه بسا افرادى به سوى کعبه نماز بگزارند، ولى قبله آنان چیز دیگرى باشد. چنانکه خواجه عبداللّه انصارى مى‏گوید:

قبله شاهان بود، تاج و کمند قبله ارباب دنیا، سیم وزر

قبله صورت‏پرستان، آب و گِل‏ قبله معنا شناسان، جان ودل

قبله تن‏پروران، خواب وخورشت‏ قبله انسان، به دانش پرورش

قبله عاشق، وصال بى‏زوال‏ قبله عارف، کمال ذى‏الجلال

* پیام ها                      

۱- افرادى که هر روز دنبال بهانه‏اى هستند تا از پذیرش حقّ طفره روند، سفیه هستند. [۲] «سیقول السفهاء»

۲- کسى که دست خدا را در وضع یا تغییر احکام بسته بداند، سفیه و سبک مغز است. اعتراض به خداى حکیم و دانا، نشانه‏ى سفاهت است. «سیقول‏السفهاء»

۳- مسلمانان باید توطئه‏ها و شایعات و سؤالات بهانه‏جویانه‏ى دشمن را پیش‏بینى کرده و با پاسخ به آنها، از نفوذ و گسترش آن پیشگیرى نمایند. «سیقول… قل»

۴- اصل سؤال کردن مورد انتقاد نیست، روحیّه سؤال کننده مورد انتقاد است که از روى اعتراض و اشکال‏تراشى مى‏پرسد. «ما ولاّهم عن قبلتهم»

۵ – قداست و کرامت مکان‏ها و زمان‏ها، وابسته به عنایت پروردگار است، نه چیز دیگر. «لِلّه المشرق و المغرب»

۶- تغییر قبله، یکى از نشانه‏هاى پیامبر اسلام در کتب آسمانى بود، لذا براى بعضى وسیله‏ى هدایت شد. «یهدى به من یشاء»

۱) تفسیر نورالثقلین، ج‏۱ ص ۱۳۶

۲) همانگونه که در روایات به کسى که آخرت خویش را فداى دنیا کند مجنون، و به پیروان رهبر فاسد فقیر، و آن کس که دین خود را از دست بدهد، غارت زده گفته شده است

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/

ادامه مطلب

آیت الله العظمی نوری همدانی

دشمنان همواره تلاش می‌کنند تا زنان را تحقیر کنند و همچنین می‌کوشند تا به جامعه القا کنند که اسلام نگاه منفی به زن دارد درحالی که اسلام توجه‌ای ویژه‌ای به زنان دارد و بر اساس آیات قرآن هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، حضرت آیت‌الله نوری همدانی ظهر امروز در دیدار با مدیر حوزه‌های علمیه خواهران، گفتند: قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، عمده وظیفه طلاب و روحانیون درس خواندن بود، ولی در حال حاضر دشمنان با تمام امکانات و تجهیزات به  مبارزه با اسلام و انقلاب آمده‌اند و همین مسئله وظیفه طلاب و روحانیون را سنگین‌تر کرده است.

حضرت آیت‌الله نوری همدانی با بیان اینکه دنیای امروز به بانوان مبلغه نیاز دارد، گفتند: همت بلند، اراده و تصمیم جدی و نظم از اصول اصلی برای درس خواندن و تربیت در حوزه‌های علمیه است.

ایشان با بیان اینکه طلاب باید به ادبیات عرب توجه داشته باشند خاطرنشان کردند: ادبیات از دروس بسیار مهم در حوزه‌های علمیه است، چراکه اگر طلاب به ادبیات تسلط نداشته باشند، نمی‌توانند به موفقیت دست پیدا کنند؛ در حوزه‌های علمیه، قلم و بیان بسیار مهم است و لازمه هر دو، تسلط بر ادبیات است؛  خداوند متعال انسان‌ها را متفاوت خلق کرده است و به همین دلیل در حوزه‌های علمیه باید گزینش‌های دقیق انجام شود و افراد براساس استعداد‌های خود طبقه‌بندی شوند.

معظم له با اشاره به آیه ۳۳ سوره احزاب افزودند: دشمنان همواره تلاش می‌کنند تا زنان را تحقیر کنند و همچنین می‌کوشند تا به جامعه القا کنند که اسلام نگاه منفی به زن دارد درحالی که اسلام توجه‌ای ویژه‌ای به زنان دارد و بر اساس آیات قرآن هیچ تفاوتی میان زن و مرد وجود ندارد.

حضرت آیت الله نوری همدانی با بیان اینکه فعالیت در حوزه‌های علمیه خواهران بسیار اهمیت دارد، گفتند: طلاب باید در همه امور رضایت الهی را مدنظر قرار دهند و حتی دروس را نیز برای رضایت الهی بخوانند چراکه علوم دینی با دیگر علوم تفاوت دارد؛ علوم دینی برای فهمیدن کلام خداوند و معصومین(ع) است.

معظم له با تأکید بر اینکه طلاب حوزه‌های علمیه خواهران باید در میدان عمل حضور پیدا کنند ادامه دادند: در سال‌های اخیر بحث‌های زیادی در مورد عفاف و حجاب مطرح شده، اما تاکنون نتیجه‌ای حاصل نشده، لذا طلاب حوزه‌های علمیه خواهران با حضور در میدان و امر به معروف و نهی از منکر می‌توانند در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب تاثیرگذار باشند.

ایشان در پایان  با اشاره به گزارش حجت الاسلام والمسلمین بهجت پور از برنامه های خود برای مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران خطاب به وی گفتند: طرح و برنامه‌های بسیار خوبی برای حوزه‌های علمیه خواهران دارید، اما این طرح‌ها و برنامه‌ها باید عملی شود، چراکه همانطور که دنیا به متخصص دینی مرد نیاز دارد به همان اندازه نیز به زنان متخصص در علوم دینی نیازمند است.

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/

ادامه مطلب