شاهرود علما

امام حسن مجتبی(ع)

تاریخ نویسان وابسته به بنی امیه و بنی عباس و غربی های یهودی و مسیحی با تحریف و وارونه نشان دادن حقایق و اتهام زنی به خاندان پاک و مطهر پیامبر(ص) سعی کرده اند مزد جیره خواری خود را دریافت کنند!. از جمله این سخنان سست و بیهوده، اتهام به ازدواج های متعدد امام مجتبی(ع) و اتهام مِطلاق(زیاد طلاق دادن همسران) می باشد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، در پانزدهم ماه رمضان المبارک سال سوّم هجرت(۱) و در خانه دخت گرامی رسول خدا حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) فرزندی چشم به جهان گشود که ولادت او باعث شادی و سرور نبی مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله) گردید. او را «حسن» نام نهادند. از حضرت محمّد(ص) نقل شده که خطاب به ایشان فرمودند:«أشبهتَ خَلقی و خُلقی».(۲) یعنی؛ ای حسن [جان]، تو از جهت آفرینش(صورت) و اخلاق(سیرت و رفتار) شبیه من هستی.

روشن است که مصاحبت با انسان کاملی، همانند پیامبر(ص) و رشد و نموّ نمودن در منزل شخصیتی بزرگ، همانند حضرت امام علیّ(ع) و زن نمونه و کامل مانند حضرت فاطمه زهرا(س)، نتیجه اش تولّد انسان کاملی همانند حسن بن علیّ(علیهما السلام) است. هیچ انسانی در جهان هستی از جهت کمالات و مقامات انسانی همانند اهل بیت عصمت و طهارت(ع) نبوده و نخواهد بود، سلام الله علیهم اجمعین.

ضمن عرض تبریک به مناسبت میلاد نورانی و پر خیر و برکت این امام عزیز و کریم آل محمد(ص)، توجه خوانندگان گرامی را به نوشتاری کوتاه که پیرامون شخصیت، فضائل علمی- اخلاقی ایشان و تبیین معنای صحیح سیاست اسلامی، دلائل تحمیل صلح بر ایشان از سوی امویان نگارش یافته، جلب می کنم:

۱- شخصیت علمی، اخلاقی امام (ع)

پیرامون مقام و شخصیت علمی، اخلاقی سبط اکبر پیامبر(ص)، حضرت امام مجتبی(ع)، سخن بسیار است که فقط به ذکر چند حدیث در این باره اکتفا می شود:

 قال الرسول(صلّی الله علیه وآله): «لو کان العقل رجلاً لکان الحسن». یعنی؛ اگر قرار بود عقل به صورت انسانی مجسم شود، همانا به صورت “حسن بن علیّ [ع]” جلوه می کرد.

قال الصادق(علیه السلام): « انّ الحسن بن علیّ(ع) کان اعبد الناس فی زمانه و ازهدهم و افضلهم و کان اذا حجّ، حجّ ماشیاً و…».(۳) یعنی؛ به راستی که [امام حسن مجتبی(ع)] در زمان خویش عابدترین، زاهدترین و داناترین مردم بود.

 در باره ابعاد علمی و صفات پسندیده اخلاقی مانند تواضع، جود و بخشش، کرامت، سخاوت، علم و دانش، شجاعت؛ نقل های تاریخی فراوانی وجود دارد که در کتب تاریخ اسلام و تاریخ زندگانی ائمه معصومین(ع) مکتوب می باشد، مانند داستانی که در باره  تواضع و بر خورد شایسته با مردم و به خصوص تهیدستان در تاریخ آمده است که امام حسن(ع) در محلی نشسته بودند، هنگامی که خواستند از آن جا بروند شخص تهیدستی وارد شد، امام(ع)  به او خوش آمد گفت و او را مورد محبت قرار داده و به او فرمود: «انّک جلستَ علی حین قیام منّا افتأذن لی بالإنصراف». یعنی؛ تو به هنگام بلند شدن ما آمدی آیا اجازه می دهی که برویم؟، مرد گفت: آری، ای فرزند رسول خدا(ص).

در روایتی حسن بصری در مورد سیاست از امام حسن مجتبی(ع) سوال می کند، حضرت چنان با بیان شیرین  و کلمات زیبا  به او پاسخ می دهد که که هر خواننده ای با شنیدن آن به وجد می آید.

قال الحسن بن علیّ(ع): «هی[السیاسه] أن ترعی حقوق الله و حقوق الأحیاء و حقوق الأموات، فأما حقوق الله.  فاداء ما طلب، و الإجتناب عما نهی، و اما حقوق الأحیاء: فهی ان تقوم بواجبک نحو اخوانک، و لا تتأخر عن خدمه أمتک، و ان تخلص لولی الأمر ما أخلص لأمّه و أن ترفع عقیدتک فی وجهه اذا ما حاد عن الطریق السوی و امّا حقوق الأموات، فهی أن تذکر خیراتهم و تتغاضی عن ساوئهم، فانّ لهم ربّاً یُحاسبهم».(۴) یعنی؛ سیاست آن است که حقوق خداوند، و حقوق زنده ها، و حقوق مرده ها؛ را رعایت کنی. اما حقوق خداوند، پس عبارت است از انجام آنچه که خواسته خداوند است و پرهیز از آنچه که او نهی کرده است. اما حقوق زنده ها آن است که به وظیفه خود در برابر برادرانت عمل کنی و از خدمت امت خویش بازنمانی و تا زمانی که ولی امر مسلمین با امت خود صادق است، با او صادق باشی و هنگامی که وی از راه راست منحرف شد، عقیده ات را رو در روی او اظهار کنی و اما حقوق مردگان: این است که نیکی های آنان را یاد کنی و از بدی هاشان چشم بپوشی، چرا که آن ها را پروردگاری است که از آنان حساب کشی می کند.

۲- حضور در کنار پدر بزرگوار

حضرت امام حسن مجتبی(ع) قبل از آن که عهده دار مسئولیت امامت مسلمانان بشود در دوران حکومت پدر بزرگوارشان حضرت علیّ(ع) در ماموریت های مختلف از جمله در جنگ های  سه گانه زمان ایشان شرکت وبا شجاعت و جوان مردی بی نظیر خود نقش مهمی در نابودی و شکست دشمنان امامت و ولایت حقّه امیرالمومنین(ع) ایفا کرد. در جنگ با ناکثین، امام علیّ(ع) او را به نمایندگی از خود به کوفه فرستاد تا مردم منطقه را از شورش دشمن آگاه نماید به طوری که حضرت توانست با سخنان آتشین خود، ده هزار نفر از مردم کوفه را برای حضور در جنگ بسیج کنند. در جنگ صفّین نیز امام حسن مجتبی(ع) یکی از رزمندگانی بودند که در تحریک مردم علیه قاسطین فعالیت قابل توجهی از خود نشان دادند و خطاب به سربازان کوفه فرمودند:« در جنگ در جنگ با دشمنان(معاویه و سربازان او) که در مقابل شما صف کشیده اند دست به دست هم بدهید و هرگز سستی از خود نشان ندهید که سستی ریشه های دل را قطع می کند».(۵)

۳- حوادث دوران امامت

حضرت امام حسن مجتبی(ع)، در شام گاه بیست و یکم ماه مبارک رمضان سال چهلم هجرت که حضرت مولی الموحدین، امام علیّ بن ابی طالب(ع) به دست ابن ملجم (لع) به شهادت رسید، مسئولیت هدایت و امامت مسلمانان را عهده دار شد و بالای منبر مسجد جامع شهر، پس از تعریف و ستایس مقام پدر بزرگوارش و حقانیت اهل بیت پیامبر(ص) به خلافت، مردم کوفه گروه گروه با وی بیعت نمودند.(۶)

مردم کوفه که در بحران روحی عجیبی قرار گرفته بودند در اثر اختلاف، فریب نقشه معاویه ستمگر و غاصب را خورده و  به مرور از پشتیبانی وحمایت امام حسن(ع) درست برداشتند وگرفتار همان شکست و ذلّت  نخستین(عدم حمایت از امام علیّ (ع) و ذلّت و خواری ناشی از غلبه سپاه شام بر بصره و عراق) گردیدند. امام مجتبی(ع) که با علم امامت، شناخت خود از مردم کوفه و رفتار آنان با پدر بزرگوارش، مردم کوفه را آزموده بود برای اتمام حجت حاضر شد بیعت مشروط مردم را بپذیرد تا این که اگر در آینده نزدیک صلح و تعهدنامه مشروط با معاویه را امضا نمایند، کسی دیگر به ایشان اعتراض نکند.

از لحاظ دینی و علمی برای امام مجتبی(ع) و شیعیان،  معاویه و دستگاه نالایق او، عنصر فاسدی بودند که می بایست از صحنه حاکمیت بر جامعه اسلامی کنار روند و این چیزی بود که امیر المومنین(ع) نیز در هنگام به دست گرفتن خلافت اسلامی خود آن را در رأس برنامه های خویش قرار داده بود و اساساً چنین حرکتی موافق با سیره و روش حاکمان واقعی می باشد که حاضر نیستند برای لحظه ای حاکمیت ستمگران را پذیرا باشند، لذا همه چیز برای جنگ و مبارزه امام(ع) با حکومت شام آماده بود ولی متأسفانه باطن جامعه از انحراف رنج می برد و قادر به تصمیم گیری قطعی نبود. مردم با همان سرعتی که با امام علیّ(ع) بیعت کرده بودند، در جهت مقابل آماده بیعت با معاویه شدند. لذا وقتی که امام حسن(ع) از مردم می خواهد به میدان بیایند، در خانه های خود خزیده و حاضر به پشتیبانی امام(ع) نشدند و به غیر از عدیّ بن حاتم و گروهی از قبیله« طیّ» و دیگر قبایل عازم لشکرگاه شدند و تعداد آن ها به ۱۲ هزار نفر بیشتر نمی رسید!.(۷)

امام مجتبی(ع) سپاه خود را به فرماندهی«عُبیدالله بن عبّاس» به سوی سپاه ۶۰ هزار نفری معاویه گسیل داشت و خود در مدائن اقامت فرمود تا به جمع آوری نیرو  بپردازد.

دوری فرماندهی کل لشگر، از سپاه  باعث شد، شایعاتی که از طرف جاسوسان و عوامل معاویه پخش می شد مؤثر افتد و سخنانی مانند اینکه «حسن بن علیّ (ع) قصد صلح دارد!» نیروهای حضرت را دل سرد نماید تا اینکه اخذ رشوه و فریب دنیا خوردن به فرماندهی سپاه حضرت سرایت کرد!(۸) بازار شایعات داغ بود…، سادگی مردم  مسلمان و فریب شیطان خوردن و غافل از توطئه و دسیسه معاویه بودن و… همه و همه، باعث شد تا امام مجتبی(ع) پیشنهاد صلح از طرف معاویه را بپذیرد.(۹)

۴- خُدعه و نیرنگ معاویه (صلح تحمیلی)

پیرامون مسأله صلح امام حسن(ع) با معاویه سخن بسیار است و بزرگان  و علمای اسلامی در این باره، مقالات وکتب ارزش مندی تألیف نموده اند.(۱۰)

 بسیاری از مورّخان و سیره نویسان به نفع سیاست اموی قلم زده و حقایق تاریخی را تحریف نموده و یا دست به جعل واقعیات تاریخی زده اند. در بررسی چگونگی و روند صلح امام حسن(ع) به نظر می آید، ابتدا متن و موارد قرارداد صلح را بررسی نماییم تا در ادامه به نتایج و سرنوشت صلح اشاره نمائیم.

«بلاذری» و «ابن اعثم» که دو تن از مورّخین  قدیمی هستند، متن قرارداد صلح را با اندکی اختلاف به این شرح نوشته اند: «هذا ما صالح علیه  الحسن بن علیّ بن ابی طالب[ع]، معاویه بن ابی سفیان، صالحه علی ان یسلّم الیه الأمر[ولایه المسلمین] علی ان یعمل [فیهم] بکتاب الله وسنّه نبیّه [رسوله وسیره الخلفاء الصالحین]، و علی انّه لیس لمعاویه ان یعهد لأحدٍ من بعده[عهداً و أن یکون الأمر بشوری] علی أن الناس آمنون حیث کانوا [من ارض الله] علی  انفسهم واموالهم و ذراریهم… و علی أن لا یبغی للحسن بن علی [ع] [عائله- غائله سوء-  سراً و لا علانیهً] و علی أن یخلف  احداً من اصحابه[اهل بیت رسول الله(ص)]...».(۱۱) یعنی؛ این عهدنامه ای است که حسن بن علیّ [ع] و معاویه بن ابی سفیان بر آن  توافق کرده اند: ولایت امر مسلمین از طرف حسن بن علیّ به او واگذار می شود به شرط آن که او به کتاب خدا و سنت رسول الله(ص) و سیره  خلفای صالح عمل نماید. معاویه نباید کسی را به عنوان جانشین خود به خلافت تعیین کند و باید خلیفه پس از وی به نظر و رأی مردم(مومنین) تعیین شود. مردم در هر نقطه ای از کشور باشند در امنیت کامل بسر ببرند. هم چنین اصحاب و مردم [شیعیان امیرالمومنین(ع)] از نظر جان و مال و فرزندان در امان خواهند بود. معاویه تعهد می کند که به طور آشکار و پنهان توطئه ای علیه حسن بن علیّ(ع) و برادرش  نچیند.

 اگر چه بعضی از مورّخین  شرایط مالی را نیز در موارد قرارداد آورده اند ولی درست نیست. چون امام(ع) شخصاً آن را تکذیب فرموده است و در روایت آمده که شرط مالی به منظور اداره خانواده شهدای جَمَل و صِفّین بوده است.(۱۲)

 در مورد تعیین امام حسن(ع) به عنوان خلیفه بعد از معاویه، نیز اخبار تاریخی زیادی وجود دارد ولی مسأله علاوه بر این که در متن قرارداد ذکر شده(منابع قدیمی) نیامده بود، بعید نیست منشا آن پیام کتبی معاویه به امام مجتبی(ع) باشد که ضمن تعهداتی گفته بود، حاضر است، خلافت را پس از خود، به ایشان واگذار نماید.

بدیهی است منظور امام حسن(ع) از تعیین خلیفه بعدی با شورای مؤمنین باشد این نیست که امام(ع) شورای تعیین عُمر بن الخطاب(خلیفه دوم) را تایید فرموده، بلکه منظور مقبولیت عمومی رهبر و حاکم از طرف مردم می باشد و این مسأله با اعتقاد شیعه منافات ندارد، زیرا شیعه معتقد است که هر امام و حاکمی(بر حق و عادل) می بایست برای اداره امور حکومت خود از طرف عموم مسلمانان مورد قبول قرار گیرد تا بسط ید پیدا نموده بتواند وظایف ولایت امر و اداره جامعه را انجام دهد. هدف حضرت، از ذکر این مسأله(تعیین جانشین با شورای مومنین) از یک طرف، خط بطلان کشیدن به مورثی کردن خلافت و امامت مسلمین از طرف معاویه بوده و از طرف دیگر امام(ع) می خواست چهره منافقانه معاویه را با طرح این مسأله بر مردم روشن فرمایند. چنان چه بعداً روشن شد که معاویه به هیچ کدام از این موارد جامعه عمل نپوشانید و بلکه با کمال وقاحت، حتی به ساده ترین مواد صلح نامه که خود او آن ها را امضا کرده بود پشت پا زد!. او(معاویه) در مقابل چشمان مردم کوفه، ضمن سخنانی اظهار داشت: تعهداتی که با حسن بن علیّ(ع) بر عهده گرفته بودم صرفاً کسب حاکمیت و قدرت طلبی خودم بود و هیچ گونه اعتباری ندارد!.(۱۳)

۵- افشای خیانت معاویه از زبان امام (ع)

امام حسن(ع) در سخنانی که در مسجد بزرگ کوفه در مقابل مردم(با حضور معاویه) ایراد فرمودند، خیانت و چهره ریاکارانه و منافقانه او را افشا فرمودند:«انما الخلیفه من سارٍ بکتاب الله و سنّه نبیّه[ص] و لیس الخلیفه من سار بالجور…».(۱۴) یعنی؛ (ای مردم) خلیفه کسی است که مطابق کتاب و سنت پیامبر خدا(ص) عمل نماید، خلیفه آن نیست که  با مردم رفتاری ستم کارانه داشته باشد، این چنین شخصی، پادشاهی است که سلطنتی به دست آورده و مدت کوتاهی از آن بهره برداری می کند، سپس لذت های آن از بین رفته و زحمت هایش بر جای می ماند.

در روایت دیگری، امام حسن مجتبی(ع) ضمن اشاره به اینکه خود و برادرش، امام حسین(ع) لایق و سزاوار امامت و خلافت در روی زمین هستند، با کنایه معاویه را پادشاهی ستم کار و غاصب  معرفی می فرماید: «انّ الله قد هداکم باوّلنا محمّد(ص) و انّ معاویه نازعنی حقّاً هو لی فترکته لصلاح الاُمه و حِقن دماءها».(۱۵) یعنی؛ خداوند شما مردم را به وسیله جدّ ما محمّد(ص) هدایت فرمود. معاویه برای تصاحب حقّی که از آن من بود با من منازعه کرد، من هم به ناچار آن را به خاطر مصالح امّت و برای جلوگیری از خون ریزی بی نتیجه رها کردم.

از سوی دیگر در روایتی از پیامبر مکرّم(ص) نقل شده که فرموده باشند:«انّ ابنی هذا [الحسن بن علیّ] سیّد و لعلّ[عسی] الله ان یصلح[یبقیه] به بین فئتین عظیمتین من المسلمین».(۱۶) یعنی؛ همانا فرزندم حسن بن علیّ [ع] آقا و سرور است. خداوند به وسیله  او در میان دو گروه بزرگ از مسلمانان صلح برقرار خواهد کرد.

در نتیجه، حضرت امام حسن مجتبی(ع) سومین امام مظلوم شیعیان، پس از هفت ماه و هفت روز خلافت  مجبور شد رهسپار مدینه جدّش شود و به خاطر مصلحت اسلام و کمی یاران با وفا(در حقیقت نداشتن یاران مقاوم و با بصیرت) از جنگ با معاویه(رهبر لشگر قاسطین و شامیان دنیا طلب و گمراه) کشید و در نهایت با توطئه مرموزانه معاویه (لع) در سال ۴۹ هجری یا به قولی در سال ۵۰ هجری به دست جَعده(همسر خیانت کار و بی وفای حضرت) دختر اًشعت بن قیس، مسموم و به شهادت رسیدند. (۱۷)

البته بسیاری از کج اندیشان و طرف داران تفکرات بنی امیّه و غربی ها مانند ابن خلدون، لامنس مسیحی(lammens)، حسن ابراهیم حسن، تلاش کرده اند با تحریف چگونگی شهادت امام مجتبی(ع) بنی امیّه را تبرئه کنند که قطعاً این گونه زحمت ها غیر از رسوائی بیشتر مخالفان مکتب نورانی اهل بیت(ع) سودی برای آنان نداشته و نخواهد داشت. (۱۸)

۶- تهاجم فرهنگی امویان و عباسیان

تاریخ نویسان وابسته به بنی امیه و بنی عباس و غربی های یهودی و مسیحی با تحریف و وارونه نشان دادن حقایق و اتهام زنی به خاندان پاک و مطهر پیامبر(ص) سعی کرده اند مزد جیره خواری خود را دریافت کنند!. از جمله این سخنان سست و بیهوده، اتهام به ازدواج های متعدد امام مجتبی(ع) و اتهام مِطلاق(زیاد طلاق دادن همسران) می باشد.

 لامنس مسیحی( ۱۳۹۷ میلادی) می نویسد:«و یلوح أن الصفات الجوهریه التی بها الحسن[ع] هی المیل الی الشهوات والإفتقار الی النشاط و الذکاء ولم یکن علی وفاق مع أبیه و إخوته….». (۱۹) یعنی؛ حسن بن علیّ [ع] بر خلاف پدر و برادرانش به زنان  علاقه زیادی داشت… و این کار بر خلاف سیره پدر و برادرانش بود!؟.

متاسفانه برخی دیگر از بزرگان شیعی مانند ابن شهر آشوب بدون دقت در سند نقل های تاریخی، بهانه به دست مخالفان اهل بیت(ع) و غربی ها داده اند. او می نویسد:«… قال ابو طالب المکی: انّه(الحسن) تزوّج مأتین و خمسین إمرأه و قد قیل ثلاث مأه». (۲۰) یعنی؛ ابوطالب مکی می گوید: امام حسن مجتبی(ع) ۲۵۰ تا ۳۰۰ همسر داشته اند!؟.

در پاسخ به این شبهه می بایست گفت: این اتّهامی بیش نیست که عمدتاً به سیاست های خبیثانه امویان و عباسیان بر می گردد. جالب اینکه در روایتی که مسعودی از زبان منصور دوانیقی نقل کرده به این توطئه اشاره شده است.

منصور عباسی در سال ۱۴۵ هجری با مشاهده قیام سادات حسنی در مناطق مختلف از جمله خراسان، پس از دست گیری رهبران آن ها در خطابه ای که ایراد کرد می گوید:« … ثم قام الحسن بن علیّ -رضی الله عنه- فوالله ما کان برجلٍ، عرضت علیه الأموال فقبلها، و دسّ الیه معاویه:… و اقبل علی النساء یتزوّج الیوم واحده و یطلق غداً اُخری…». (۲۱) یعنی؛ ای مردم خراسان و… آل ابوطالب در امر خلافت بهره ای نبردند! تا نوبت حسن بن علیّ [ع] رسید و معاویه او را وعده داد و فریفت. او در مدینه با پول هائی که دریافت می کرد روی به زنان آورد و امروز با یکی ازدواج می کرد و فردای آن روز، یکی را طلاق می داد…[!؟].

اتهام زدن ها با شیوه ها و انگیزه های مغرضانه ادامه یافت در حالی که بنا به اقوال درست و صحیح بزرگانی مانند شیخ مفید(ره)، شیخ صدوق(ره)، شیخ طبرسی(ره) و…، تعداد همسران آن حضرت با اوضاع سیاسی و اجتماعی، گرفتاری ها و مشکلات شیعیان، زهد و تقوا و تهجّدهای شبانه روزی امام(ع) که زبان زد مردم بود، قبح و کراهت طلاق در شریعت اسلام و احادیت پیامر(ص)، تعداد فرزندان و دامادهائی که به ایشان منسوب شده اند، از ۸ تا ۱۰ نفر تجاوز نمی کند. (۲۲)

سلامٌ علیه یوم وُلد و یوم استشهد و یوم یُبعث حیّاً

حجت الاسلام عباس جعفری فراهانی

پی نوشت ها:

۱- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب ج۲ ص۸۰؛ مفید(ره)، الإرشاد فی معرفه حُجَج الله علی العباد ص۱۶۹؛ سبط ابن الجوزی، تذکره الخواص ص ۱۹۳٫

۲- مجلسی(ره)، بحار الأنوار؛ الجامعه لدرر اخبار الأئمه الأطهار(ع) ج ۴۳ ص ۳۳۲ ؛ طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی ص ۲۱۱؛ القرشی(ره)، باقر شریف، حیاه الإمام الحسن بن علی(ع) ج۱ ص ۲۹٫

۳- جُوینی، فرائد السمطین ج۲ص۶۸ ح ۳۹۲ ؛ جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع) ج ۱ ص ۷۹٫

۴- تنبیه الخواطر و نزهه النواظر(مجموعه ورّام) ج ۲ص ۳۰۱؛ القرشی(ره)، باقر شریف، حیاه الإمام الحسن بن علی(ع) ج۱ ص ۳۴۰٫

۵- نصر بن مزاحم، وقعه الصفّین ص ۱۱۴٫

۶- مفید، الإرشاد… ص۱۷۰٫

۷- یعقوبی، تاریخ الیعقوبی ج ۲ ص ۲۱۴؛ ابن عساکر، تاریخ دمشق(ترجمه امام حسن [علیه السلام]) ص ۱۷۶٫

۸- مفید، الإرشاد… ص ۱۷۰

۹- یعقوبی، تاریخ الیعقوبی ج ۲ ص ۲۱۵٫

۱۰- شاید به توان گفت بهترین کتاب تألیف شده در این زمینه، کتاب ارزش مند «صلح الحسن(ع)» تألیف مرحوم شیخ راضی آل یاسین می باشد که توسط حضرت آیت الله العظمی خامنه ای«مُد ظلّه» ترجمه و انتشارات آسیا و دفتر نشر فرهنگ اسلامی مکرر آن را منتشر کرده اند. هم چنین استاد علاّمه سیّد جعفر مرتضی عاملی، کتابی به نام «الحیاه السیاسیه للإمام الحسن(ع)» تألیف فرموده اند که توسط آقای دکتر محمّد سپهری به فارسی ترجمه و توسط دفتر انتشارات اسلامی منتشر شده است.

۱۱- ابن اعثم، الفتوح ج ۴ ص ۱۵۸ الی ۱۶۰؛ بلاذری، انساب الأشراف ج ۲ ص ۴۲؛ ابن شهرآشوب، مناقب… ج ۴ ص ۳۳؛ امین عاملی، اهل البیت(ع) من کتاب: اعیان الشیعه… ج ۴ ص ۵۰٫

۱۲- مجلسی، بحار الأنوار ج ۴۴ ص ۳۰٫

۱۳- بلاذری، انساب الأشراف ج ۲ ص ۴۸؛ ابن اعثم، الفتوح ج۴ ص ۱۶۳٫

۱۴- ابوالفرج الاصفهانی، مقاتل الطالبیین ص ۷۴؛ مفید، الإرشاد… ص ۱۸۶، ابن ابی الحدید، شرح النهج… ج ۱۶، ص ۴۹٫

۱۵- جعفریان، حیات فکری و سیاسی امامان شیعه(ع) ج۱ ص ۱۰۳٫

۱۶- سبط ابن الجوزی،تذکره الخواص(محقَّق) ج ۲ ص ۱۱٫

۱۷- مسعودی، مروج الذهب… ج ۲ ص ۴۲۷؛  مفید، الإرشاد… ص ۱۷۴؛ ابن شهرآشوب، مناقب ج ۴ ص ۴۲٫

۱۸- ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون ج ۲ ص ۱۸۷؛ حسن ابراهیم، تاریخ الإسلام السیاسی ج۱ ص ۳۹۸؛ زمانی، حقائق پنهان؛ پژوهشی در زندگانی امام حسن مجتبی(ع) ص ۲۹۱٫

۱۹- زمانی، حقائق پنهان؛ پژوهشی در زندگانی امام حسن مجتبی(ع) ص ۳۳۲٫

۲۰- ابن شهرآشوب، مناقب… ج ۴ ص ۳۰؛ زمانی، حقائق پنهان؛ پژوهشی در زندگانی امام حسن مجتبی(ع) ص ۳۳۲٫

۲۱- مسعودی، مروج الذهب… ج ۳ ص ۳۱۱؛ القرشی(ره)، حیاه الإمام الحسن بن علی(ع)، ج ۲ ص ۴۵۲٫

۲۲- مجلسی(ره)، بحار الأنوار، ج ۴۴ ص ۱۶۳؛ راضی آل یاسین، صلح الحسن(ع)، ص ۲۵٫

———————————————————————————————-

  • معرفی برخی از منابع مفید (بدیهی است معرفی این منابع به معنای تأیید کامل همه محتوای آن ها نمی باشد).

الف: منابع عربی

– الإمام الحسن المجتبی(ع) (اعلام الهدایه، المجلد الثالث)، جمعی از نویسندگان، قم، نشر المجمع العالمی لأهل البیت(ع)، الاُولی، ۱۴۲۲ق، (وزیری ۲۲۲ص) .

– الإمام الثانی من أئمه أهل البیت(ع)، الإمام الحسن المجتبی(ع)، محمدحسن القبیسی العاملی، بیروت، ۱۴۰۳ ق/ ۱۹۸۳م، (وزیری، ۹۶ص).

– الإمام الحسن(ع)، گروه نویسندگان، تهران، مؤسسه البلاغ، ۱۴۰۵ ق/ ۱۳۶۳ ش، (جیبی، ۹۲ص) [این کتاب به فارسی ترجمه شده است].

– الامام الثانی الإمام الحسن(ع)، گروه نویسندگان، مترجم: محمد عبدالمنعم الخاقانی، چاپ دوم، قم، مؤسسه در راه حق، ۱۴۰۹ ق، (رقعی، ۲۴ص).

– الإمام الحسن بن علی(ع)، گروه نویسندگان، قم، مؤسسه الامام الحسین(ع)، ۱۳۷۱ش/۱۴۱۳ق، (رقعی، ۲۸ص).

– الامام الحسن بن علی(ع)، سید مهدی آیت اللهی، ترجمه: کمال السیّد، قم، انتشارات انصاریان، ۱۳۷۴، (وزیری، ۲۴ ص).

– الامام الحسن بن علی(ع)، گروه نویسندگان، چاپ سوم، بیروت، الدار الاسلامیه، ۱۴۱۰ ق/ ۱۹۹۰م، (وزیری، ۲۸ ص).

– الامام الحسن بن علی(ع)، حسن کامل ملطاوی، کتابخانه تاریخ،  اول، قاهره، مطابع الأهرام التجاریه فلیوب، ۱۴۱۲ ق، (وزیری، ۱۹۶ص).

– الامام الحسن بن علی(ع)، محمدعلی دخیّل، دار التراث الاسلامی، بیروت، (۱۰۴ص، جیبی).

– الامام الحسن(ع)، شیخ محمدحسن آل یاسین، المکتب العالمی، بیروت، (۱۹۰ص، رقعی) .

– الامام الحسن بن علی(ع)، توفیق ابوعلم، مطبعه السعاده، قاهره ۱۳۹۱هـ .ق. (۱۵۳ص، وزیری)

– الامام الحسن(ع)، رائد التخطیط الرسالی؛ مرویه معاصره فی قیادته الاستراتیجیه، محمدعلی حسین صغیر، کتابخانه، بیروت، مؤسسه العارف للمطبوعات، ۱۴۲۳ ق، (وزیری ۲۷۲ ص).

– الإمام الحسن(ع) قدوۀ و أسوۀ، سید محمدتقی المدرسی، رابطه الاُخوّۀ الاسلامیه، قم ۱۳۶۵ هـ . ش/ ۱۴۰۴ هـ . ق(۹۶ ص، رقعی).

–  الإمام الحسن(ع) الکوثر المهدور، سلیمان کتانی(مسیحی)، دار الکتاب الاسلامی، قم(وزیری، ۱۶۰ص).

– الإمام حسن بن علی المجتبی(ع)، عبدالودود امین، دار التوجیه الاسلامی، کویت ۱۳۵۹ هـ . ش/ ۱۴۰۰ هـ .ق.(۷۶ ص، رقعی).

– الإمام الحسن(ع) [ابو محمد الحسن بن علی(ع)]، حسن المصطفوی، مکتبه المصطفوی، نشر الکتاب، قم(۲۵۰ ص، وزیری).

– الإمام السبط؛ سیدنا الحسن بن علی(ع) ، سعد القاضی، کتابخانه تاریخ، دار غریب للطباعه والنشر، ۲۰۰۱م، رقعی، ۶۴ ص.

– الإمام الحسن المجتبی(ع)؛ حیاته ومقاماته عن کتب أهل السنه وصحاحهم وتواریخه، حسن المصطفوی، قم، مرکز نشر کتاب، وزیری، ۲۶۰ ص.

– بحار الأنوار؛ الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار(ع)، علامه محمدباقر مجلسی اصفهانی(۱۰۳۷ـ۱۱۱۰ق)، چاپ دوم، بیروت، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م، وزیری، ۲۱۳ ص (بخشی از جلد ۴۳ و بخشی از جلد ۴۴).

– بلاغه الإمام الحسن(ع)، شیخ عبدالرضا الصافی، شکوری، ۱۳۷۳ هـ .ش(وزیری ۱۶۰ ص). چاپ جدید این کتاب با تحقیق به زودی در سال ۱۳۹۲ از سوی مجمع جهانی اهل بیت(ع) وارد بازار نشر خواهد شد.

– ترجمه الإمام الحسن[(ع)] من تاریخ دمشق، ابوالقاسم علی بن حسن بن وهبه الله بن عبدالله شافعی(ابن عساکر)، به تحقیق شیخ محمدباقر محمودی، مؤسسه محمودی، بیروت(۲۴۵ ص، رحلی).

– ترجمه  الإمام الحسن بن علی(ع) من «الطبقات الکبیر»، ابوعبدالله محمد بن سعد بن منیع زهری بصری، کاتب واقدی (۱۶۸ ـ ۲۳۵). تهذیب وتحقیق: سید عبدالعزیز الطباطبایی(۱۳۴۸ ـ ۱۴۱۶ ق). قم، مؤسسه آل البیت(ع) لإحیاء التراث، ۱۴۱۶ ق، وزیری، ۱۲۶ ص.

– جهاد الإمام الحسن(ع)، محمدحسن القبیسی العاملی، دوم، بیروت، ۱۴۰۳ ق، ۹۶ص.

–  الحسن المجتبی(ع)، حسین الشاکری، نشر الهادی، ۱۴۱۵ ق، وزیری، ۵۰۰ ص.

– الحسن بن علی(ع)؛ دراسه و تحلیل: کامل سلیمان، دار الفکر، ۱۳۷۳ هـ .ق(۲۲۳ ص، رقعی).

– الحسن بن علی(ع)، عام الجماعه، عبدالقادر احمد الیوسف سامرّائی، مطبعه الهلال، بغداد ۱۹۴۸ م.(۱۶۷ ص، رقعی)

– الحسن بن علی(ع)، أحمد راتب حموش، اول، دمشق، دار الفکر، ۱۹۸۵م.

– الحسن بن علی(ع)، محمد عز الدین علی، اول، بیروت، عالم الکتب، ۱۴۰۵ ق.

– الحسن بن علی بن أبی طالب(ع)، محمود فاخوری، بیروت، دار المعرفه، ۱۴۰۶ ق.

– الحسن بن علی بن أبی طالب(ع) القرشی الهاشمی،  بشار عواد معروف، دوم، بیروت، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۵ ق،

– حسن بن علیّ بن أبی طالب(ع) بن عبدالمطّلب، مأمون صاغرجی، سوم، مؤسسه الرساله، ۱۴۰۵ ق.

– الحسن بن علی بن أبی طالب أبومحمد(ع)، احسان عباس، دوم، قم، منشورات، رقعی، ۱۹۸۵م.

– الحسنیّون فی التاریخ، شیخ محمد الساعدی، اول، نجف، مطبعه النجف، ۱۳۷۵ق، ۲۱۲ص.

– حلیم آل بیت؛ الامام حسن بن علی(ع)، موسی محمّدعلی، عالم الکتب، بیروت ۱۴۰۵ هـ .ق(۲۲۷ ص، وزیری).

– حیاه الإمام حسن بن علی(ع)، شیخ باقر شریف القرشی(ره)، ۲ج، مطبعه شریعه، الاُولی ۱۴۲۹ ق، قم. ۱۰۶۳ص، وزیری.

الحیاه السیاسیه للامام الحسن(ع) فی عهد الرسول(ص) والخلفاء الثلاثه بعده، سید جعفر مرتضی العاملی، دفتر انتشارات اسلامی، قم (۱۶۶ ص). (این کتاب به فارسی هم ترجمه شده است).

– صلح الحسن(ع)، عبدالرحمن بن کثیر هاشمی(نجاشی رجالی مشهور آن را با چهار واسطه روایت کرده است، به نقل از الذریعه…، ج۵، ص۸۶).

– صلح الحسن(ع)، الشیخ راضی آل یاسین(ره)، چاپ سوم، بیروت، ۱۳۸۹ هـ . ق(۳۷۴ ص، وزیری).

– صلح الإمام [الحسن(ع)] اسبابه و نتائجه، سید محمدجواد فضل الله، دار الغدیر، بیروت، ۱۳۹۲ هـ . ق(۲۴۰ ص، رقعی).

– صلح الإمام الحسن(ع) بین الواقع و ظلم التاریخ؛ دراسه تحلیلیه، یحیی عبد الحسین الدوخی، دار مشعر، الاُولی ۱۴۳۴ ق. رقعی،۱۳۵٫

– مسند کلمات الإمام الحسن(ع)، الشیخ عزیز الله العطاردی، انتشارات عطارد، ۱۳۷۳ هـ . ش.(۸۰۰ ص، وزیری).

– مقتل الحسن(ع)، ابو الفرج علی بن حسین الاصفهانی ـ متوفای ۳۵۶ ق، تحقیق: سید مصطفی مرتضی قزوینی(به نقل از مجله تراثنا، ش۱۳، ص۲۵۴).

ب: منابع فارسی

– سبط اکبر، امام حسن مجتبی(ع)، (پیشوایان هدایت، جلد سوم)، جمعی از نویسندگان، ترجمه: عباس جلالی، قم، انتشارات مجمع جهانی اهل بیت(ع) ۱۳۸۵ ش، وزیری، ۳۰۶ ص..

– اسرار صلح امام حسن(ع)، محمدعلی انصاری اراکی، بی تا، تهران، ۱۳۸۶ هـ . ق،۸۰ ص.

– امام حسن(ع)، عبدالکریم بی آزار شیرازی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵، وزیری، ۳ج، ۸۰ص.

– امام حسن(ع) پرچم دار صلح و آزادی، مهدی پیشوایی، چاپ دوم، قم، انتشارات توحید، ۱۳۶۰، جیبی، ۱۷۲ ص.

– امام حسن(ع) در موضع واقع بینی و هدف گرایی، علی قائمی، قم، انتشارات شفق، ۱۳۶۱، رقعی، ۱۲۵ ص.

– امام حسن بن علی(ع) را بهتر بشناسیم، حسین انصاریان، تهران، ۱۳۵۷، ۴۶ص.

– امام مجتبی(ع)، سید حسن ابطحی، تهران، نشر بطحا، ۱۳۶۷، رقعی، ۲۸۰ص.

– امام حسن(ع) مظلوم تاریخ، رضا محمدی، صحفی، قم۱۳۷۰ هـ . ش(۱۴۴ ص، رقعی).

– بامداد روشن در اسرار واگذاری خلافت حضرت امام حسن(ع) به معاویه، سید علی اکبر برقعی، حافظ،۱۹۲ ص.

– بحثی در باره صلح امام حسن(ع)، غلام رضا اشرف سمنانی، تهران، انتشارات بعثت، ۱۳۶۴، جیبی، ۴۰ص.

– بحثی کوتاه پیرامون زندگی امام حسن مجتبی(ع)، گروه نویسندگان، گردآوری: محمود حکیمی، قم، ۱۳۵۶، رقعی، ۱۲۸ص.

– پرچم دار صلح؛ حسن بن علی(ع)، (برگزیده اشعار)، [؟] تهران، کتابفروشی اسلامیه، ۱۳۵۱ ش/ ۱۳۹۲ ق.

– پیشوای دوم؛ حضرت امام حسن مجتبی(ع)، گرووه نویسندگان، قم، در راه حق، ۱۳۷۱ ش، رقعی، ۲۸ص.

– چرا امام حسن(ع) صلح را پذیرفت؟ رجبعلی مظلومی، تهران، ۱۳۴۷، جیبی، ۵۶ ص.

– امام حسن(ع) کیست؟ فضل الله کمپانی (م۱۴۱۴ ق) تهران، انتشارات فراهانی، ۱۳۵۴، وزیری، ۳۱۵ص.

– حضرت امام  حسن(ع)، عبدالامیر فولاد زاده، تهران، انتشارات اعلمی، ۱۳۵۹، وزیری، ۳۵ص(مصوّر، ویژه نوجوانان).

– حضرت امام حسن مجتبی(ع)، سید کاظم ارفع، تهران، مؤسسه انتشارات فیض کاشانی، ۱۳۷۰ ش/ ۱۴۱۱ ق، رقعی، ۵۸ ص.

– حضرت امام حسن مجتبی(ع)؛ معصوم چهارم، سید مهدی آیت اللهی، تصویر: علی مظاهری، تهران، انتشارات جهان آرا، ۱۳۶۸، وزیری، ۲۴ص( این کتاب به عربی، ترکی، اردو، انگلیسی، فرانسه و تاجیکی ترجمه شده است).

– حقایق پنهان؛ پژوهشی در زندگی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)، احمد زمانی، مقدمه: جعفر سبحانی، قم، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، ۱۳۷۵ ش/ ۱۴۱۷ ق، وزیری، ۵۰۸ ص.

– حسن بن علی(ع)، پرچم دار صلح، محمد روشن نفس، نشر حجت(۲۳۸ ص).

– حسن بن علی بن أبی طالب(ع)، سید مصطفی حسینی دشتی، قم، اسماعیلیان، ۱۳۶۹ش.

– حسن بن علی(ع)، جواد فاضل، علی اکبر علمی، ۱۳۳۶ ش، ۲۲۸ص.

– حیات حسن بن علی(ع)، محمدجعفر شاملی شیرازی، شیراز، بی تا، ۱۳۴۸ ش(۹۰ ص، رقعی).

– داستان زندکی امام حسن(ع)، امیر مهدی مراد حاصل، تهران، انتشارات پیام نور، ۱۳۷۴، رقعی، ۳۲ ص(ویژه نوجوانان).

– در مکتب کریم اهل بیت(ع)؛ امام حسن مجتبی(ع)، علی قائمی امیری، تهران، انتشارات میری، ۱۳۷۴، وزیری، ۴۶۴ ص.

– دریا، طوفان، تلاطم، پنجره ای به آفاق شخصیت …امام حسن مجتبی(ع)، محبوبه زارع، قم، بوستان کتاب، ۱۳۸۱ ش.

–  راویان مشترک فریقین از امام حسن(ع)، یدالله  مقدسی، کتابخانه آیت الله مرعشی(ره)، اول، تهران، هشتمین کنفرانس بین المللی وحدت اسلامی، ۱۴۱۶ق.

– زمام داری امام مجتبی(ع)، احمد مطهری(ره)، دار الکتاب، قم، بی تا(۲۵۴ ص، رقعی).

– زندگانی امام دوم؛ حضرت امام حسن مجتبی(ع)، مؤسسه در راه حق، ساده نویسی: دفتر تحقیق و تألیف کتب درسی، چاپ سوم، تهران، سازمان نهضت سواد آموزی، ۱۳۷۵، رقعی ، ۲۸ ص.

– زندگانی امام حسن بن علی(ع) و اسرار صلح او با معاویه، حسین وجدانی، آستان مقدس رضوی(۲۲۸ ص).

– زندگانی حسن بن علی(ع)، باقر شریف القرشی(ره)، ترجمه: فخر الدین حجازی، چاپ دوم، تهران، انتشارات بعثت، ۱۳۵۳، رقعی، ۲ج، ۶۲۱+۴۰۶ص.

– زندگانی حسن بن علی(ع)، محمدعلی خلیلی، تهران، چاپخانه ملی، ۱۳۱۹، وزیری، ۳۵۵ص.

– زندگانی حضرت امام حسن(ع)، سید جعفر غضبان، چاپ سوم، تهران، انتشارات اردیبهشت، رقعی، ۲۶۴ ص.

– زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، حسین حماسیان(صابر کرمانی)، تهران، انتشارات اقبال، ۱۳۴۴، رقعی، ۴۵ ص.

– زندگانی حضرت مجتبی(ع)، حسین عماد زاده اصفهانی(۱۳۲۵ ـ ۱۴۱۰هـ) چاپ دوم، تهران، انتشارات اسوه، ۱۳۷۱، وزیری، ۶۳۰ ص.

– زندگی و سیمای حضرت امام حسن مجتبی(ع)، سید محمدتقی مدرسی، ترجمه: محمدصادق شریعت، تهران، انصار الحسین(ع)، ۱۳۷۰، وزیری، ۸۰ص.

– زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، سید هاشم رسولی محلاتی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران(۴۸۴ ص، وزیری).

– زندگانی امام حسن مجتبی(ع)، علامه محمدباقر مجلسی(ره)، ترجمه: محمدجواد نجفی، کتابفروشی اسلامیه، تهران ۱۳۵۵ هـ . ش.۴۵۳ ص.

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/