شاهرود علما

حضرت ولی عصر(عج)

آیا مى دانید نقطه آغاز نفاق و کفر کجا است ؟! نقطه آغاز کفر، شنیدن سخن کفرآمیز است . این که دنیا اصرار دارد سخنان کفرآمیز شایع شود، براى این است که اگر حرفى ده ها بار گفته شد؛ در روزنامه ها نوشته و در فیلم ها نمایش داده شد، کم کم قبح آن مى ریزد و عادى مى شود. آن وقت شما تعجب مى کنید …

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما،  آیت الله محمد تقی مصباح یزدی در بخشی از کتاب «آفتاب ولایت» به موضوع فلسفه غیبت حضرت ولی عصر(عج) پرداخته است که به مناسبت میلاد سراسر نور منجی عالم امکان، امام زمان(عج) تقدیم حضور علاقمندان می گردد.

* وظیفه شیعیان در مقابله با دشمنان

۱٫ دورى از فتنه ها و شبهه هاى کفرآمیز

خداوند مى فرماید:

وَقَدْ نَزَّلَ عَلَیْکُمْ فِی الْکِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آیَاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِهَا وَیُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّىٰ یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ ۚ إِنَّکُمْ إِذًا مِّثْلُهُمْ ۗ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِینَ وَالْکَافِرِینَ فِی جَهَنَّمَ جَمِیعًا/ و خداوند (این حکم را) در قرآن بر شما نازل کرده است که هر گاه بشنوید افرادى آیات خدا را انکار و استهزا مى کنند، با آنها ننشینید تا به سخن دیگرى بپردازد؛ وگرنه شما هم مثل آنان خواهید بود. خداوند، منافقان و کافران را یکجا در دوزخ جمع مى کند.

این آیه مى فرماید: شما چطور مى خواهید با دشمنان خدا رابطه برقرار کنید با این که خداوند در قرآن آورده است که اگر دیدید یا شنیدید کسانى به آیات الهى اهانت مى کنند و امور مقدس دینى را به مسخره مى گیرند، تا وقتى که مشغول استهزاى معارف دینى هستند، شما حق ندارید در مجالسشان بنشینید و به سخن آنها گوش کنید. اگر سخنرانى در جلسه اى ، معارف اسلامى را استهزا مى کند، فرد مسلمان حق ندارد در آن جا بنشیند؛ زیرا اگر در چنین مجلسى شرکت کردید و به سخن آنها گوش دادید، شما نیز مانند آنها خواهید بود؛ یعنى شما نیز ایمانتان را از دست مى دهید. این که اهانت بشنوید و سکوت کنید، به معناى تاءیید اهانت است . بعد مى فرماید: منافقانى که با کافران ارتباط برقرار مى کنند و در مقابل اهانت هاى آنان به دین سکوت مى کنند، مثل آن ها کافر خواهند بود. و خداوند منافقان و کافران را یکجا در جهنم گرد خواهد آورد.

آیا مى دانید نقطه آغاز نفاق و کفر کجا است ؟! نقطه آغاز کفر، شنیدن سخن کفرآمیز است . این که دنیا اصرار دارد سخنان کفرآمیز شایع شود، براى این است که اگر حرفى ده ها بار گفته شد؛ در روزنامه ها نوشته و در فیلم ها نمایش داده شد، کم کم قبح آن مى ریزد و عادى مى شود. آن وقت شما تعجب مى کنید که شخصى در یکى از پست هاى حساس کشور بگوید: ما به آن دینى که آزادى را تضمین نکند، مرتدیم . آزادى را نیز این گونه تفسیر کرده اند که مردم آزاد باشند تا هر گاه خواستند نظام اسلامى را براندازند، هیچ تنشى در جامعه ایجاد نشود. اگر اسلام این آزادى را تامین کند، قبولش داریم وگرنه به چنین دینى مرتدیم ! معناى این سخن این است که اگر اسلام اجازه دهد ریشه خودش را بکنند، به آن ایمان داریم ؛ اما اسلامى را که در آن بگویند: شما حق ندارید نظام اسلامى را براندازید، و احکام اسلامى را تعطیل کنید، قبول نداریم و به آن مرتدیم ؛ چون چنین دینى ، آزادى را تامین نمى کند.

کسانى در لباس روحانى گفته اند: حکم قطع دست سارق ، حکمى باز دارنده است و اگر بتوانید از راه دیگرى جلو دزد را بگیرید، دیگر نباید دست دزد را ببرید. این حرف یعنى خط قرمز روى احکام ضرور و نص قرآن . فاصله بین کفر و ایمان چه ناچیز است : یصبح الرجل مؤ منا و یمسى کافرا.

امروز، ضروریات اسلام در نشریات پرتیراژ، در کتاب ها و در سخنرانى ها با صراحت انکار مى شود و نفس کسى در نمى آید. این بیش تر رنج آور است .

این کفر و نفاق از کجا پدید مى آید؟ از شنیدن سخنان کفرآمیز و مسخره آمیز درباره آیات الهى : اذا سمعتم آیات الله یکفر بها و یستهزاء بها. اگر اجازه دهید حرف هاى کفرآمیز به گوشتان وارد شود، کم کم اثر مى کند و به تدریج قبح آن مى ریزد. هنگامى که زشتى این شبهه ها از بین برود، کسانى جرأت خواهند کرد بگویند: دموکراسى باید به جایى برسد که مردم آزاد باشند تا هر وقت اراده کردند بتوانند حکومت خویش را عوض کنند؛ هر چند آن حکومت، اسلامى باشد.

ببینید دست استعمار چه مى کند؟! کشور نیجریه، بزرگ ترین کشور اسلامى در قاره آفریقا است که بیش از صد میلیون جمعیت دارد و با آن که بیشتر مردم آن مسلمان هستند، حکومت آن حکومتى مسیحى است . در این کشور نقشه کشیدند که جشنواره دختر برگزیده را برگزار کنند؛ از این رو به همه دنیا اعلام کردند که بنا است چنین جشنواره اى در نیجریه برگزار شود و ملکه زیبایى دنیا را برگزینند. براى آن که زمینه فرهنگى و اجتماعى این توطئه نیز فراهم شود، نویسنده اى مسیحى را واداشتند به وجود مقدس پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) توهین کند تا ببینند مردم تا چه حد حساسیت دارند. مردم غیرتمند نیجریه در مقابل آن جشنواره و این اهانت شورش کردند و صدها کشته و زخمى دادند که چرا به پیامبر اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم ) توهین شده است. چرا مسلمانان نیجریه این گونه غیرت نشان مى دهند؟ چون وزارت فرهنگشان، هنوز فرهنگ تساهل و تسامح و بى غیرتى را ترویج نکرده است .

۲٫ اعلان بیزارى و دشمنى

سوره ممتحنه این گونه آغاز مى شود:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّی وَعَدُوَّکُمْ أَوْلِیَاءَ تُلْقُونَ إِلَیْهِم بِالْمَوَدَّهِ وَقَدْ کَفَرُوا بِمَا جَاءَکُم مِّنَ الْحَقِّ یُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَإِیَّاکُمْ ۙ/ به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. اى کسانى که ایمان آورده اید! دشمن من و دشمن خودتان را دوست نگیرید. شما به آنها اظهار محبت مى کنید؛ در حالى که آنها به آن چه از حق براى شما آمده ، کافر شده اند و رسول الله و شما را از شهر و دیارتان بیرون مى رانند.

این آیه ، خطاب به مؤمنان مى فرماید: اى مؤمنان اگر واقعا به خدا و روز قیامت ایمان دارید، با دشمنان خدا رابطه دوستى برقرار نکنید. شما به آنها اظهار محبت مى کنید و ارتباط سرّى با آنها برقرار مى سازید؛ ولى آنها از این رفتار شما سوء استفاده مى کنند و آینده جامعه اسلامى را به خطر مى اندازند. از آنها فریب نخورید. مقابل آن ها بایستید و با صراحت بگویید که ما با شما دشمن هستیم و تا از خوى استکباریتان دست بر ندارید، هرگز با شما آشتى نخواهیم کرد.

ادامه آیات ، ما را به اسوه پذیرى از حضرت ابراهیم (علیه السلام) فرا مى خواند:

قَدْ کَانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فِی إِبْرَاهِیمَ وَالَّذِینَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنکُمْ وَمِمَّا تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ / براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهیم و کسانى که با او بودند، وجود دارد. هنگامى که به قوم (مشرک ) خود گفتند: ما از شما و آن چه غیر از خدا مى پرستید، بیزاریم ؛ ما به شما کافریم ، و میان ما و شما دشمنى همیشگى آشکار شده است تا آن زمان که به خداى یگانه ایمان بیاورید.

این آیه مى فرماید: اى مسلمانان ! از ابراهیم یاد بگیرید. ابراهیم همراه آن چند نفرى که به او ایمان آورده بودند، رویاروى کشورى بت پرست و قدرت اهریمنى نمرود ایستادند و صاف و صریح گفتند که ما چند نفر، از شما بیزاریم . یک اقلیت پنج – شش نفرى ، در برابر جمعیت چند میلیونى بابل که از عظیم ترین و پیشرفته ترین کشورهاى دنیا در آن زمان بود و در مقابل نمرود که ادعاى خدایى مى کرد، ایستادند. این کار، کار راحتى نبود. ایستادند و گفتند: ما همین اقلیت ضعیف ، از شما و معبودها و بت هایتان بیزاریم .

۳٫ سازش ناپذیرى

اهل تساهل و تولرانس مى گویند: به افکار دیگران و به مقدساتشان احترام بگذارید؛ اما قرآن مى گویند: با صراحت اعلان کنید که ما از کافران بیزاریم:

کَفَرْنَا بِکُمْ وَبَدَا بَیْنَنَا وَبَیْنَکُمُ الْعَدَاوَهُ وَالْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّىٰ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ / ما به شما کافریم و براى همیشه بین ما و شما دشمنى برقرار خواهد بود، مگر این که ایمان بیاورید.

از این که عده شما کم است نترسید. از این که آنها داراى ثروت ، علم و فن آورى و صنایع پیشرفته هستند نترسید. شما خدا را دارید. اگر اهل استقامت و پایدارى باشید، خدا شما را یارى خواهد کرد. همه چیز را از حضرت ابراهیم (علیه السلام ) یاد بگیرید، به غیر از یک چیز:

إِلَّا قَوْلَ إِبْرَاهِیمَ لِأَبِیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ / جز آن سخن ابراهیم که به پدرش (= عمویش آزر) گفت : براى تو آمرزش مى طلبم. ابراهیم (علیه السلام ) پس از گفت و گوى بى نتیجه اى که با آزر داشت ، از روى رحمت و لطف و به سبب حقى که آزر به گردنش داشت ، گفت : براى تو استغفار خواهم کرد. قرآن به مسلمانان مى گوید: شما اگر با کافرى مواجه شدید، چنان که ابراهیم با آذر مواجه شد، حتى وعده استغفار هم به او ندهید. بگویید دشمنى ما با شما تا ابد ادامه خواهد یافت و هرگز براى شما استغفار نخواهیم کرد. این تعلیم قرآن است . به تعلیم تأسی کنید. حقیقتى را که اسلام از ما مى خواهد، در این نوع مسائل حیاتى و سرنوشت ساز است .

۴٫ ایمان به قدرت و یارى الهى

باید به پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) تاءسى کنیم که در برابر احزاب ایستادگى کرد و خم به ابرو نیاورد؛ چنان که مؤ منان به او تأسی کردند:

فَمِنهُم مَن قَضىٰ نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِرُ/ و از ایشان ، بعضى به شهادت رسیدند و بعضى هم در انتظار شهادتند.

این گونه باشید. از این که دشمن ما را احاطه کرده و قوى است و ما ضعیف هستیم نترسید. دشمن قوى تر است یا خدا؟! مگر خدا نبود که شما را یارى کرد:

وَ لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنتُمْ أَذِلَّهٌ

در ماجراى بدر، شما ذلیل و بیچاره بودید و خدا به شما یارى رساند و پیروزتان کرد. مگر آن خدا، از خدایى اش دست برداشته است ؟! مگر خدا پیر شده ، و قدرتش را از دست داده است ؟! خدا همان خدا است ؛ اگر شما همان بنده ها باشید.

اگر شما همان بسیجى هایى باشد که دلاورانه دشمن را از میهن اسلامى راندید و براى جهاد سر از پا نشناختید و عاشقانه در راه خدا جنگیدید، خدا هم همان خدا است . اگر راست مى گویید که به خدا و قیامت ایمان دارید، چرا مى ترسید؟! یا پیروزى دنیا از آن شما است یا سعادت آخرت و یا هر دو. تردید به خود راه مدهید! باید تا نفس آخر و قطره آخر خون با دشمن جنگید! فکر تسامح ، تساهل ، گفتمان ، زندگى مسالمت آمیز و ترک مخاصمه را به مغزتان راه ندهید! سرانجام واپسین امام ما، حضرت مهدى ((عجل الله تعالى فرجه الشریف ) با شمشیر قیام خواهد کرد و به پیروزى نهایى خواهد رسید. حضرت با گفتمان پیروز نخواهد شد. این شعرها را مى گویند و این لالایى ها را مى خوانند که من و شما را خواب کنند. اگر آنها راست مى گویند که دنیاى امروز جنگ نمى پذیرد، پس در فلسطین و عراق و افغانستان چه مى گذرد؟! آیا ایشان با مردم مظلوم فلسطین و عراق گفتمان مى کنند؟! آیا حاضرند کوچک ترین حق این مردم مظلوم را بدهند؟! پس چرا در این کشورها کودکان و زنان را بمباران مى کنند؟! چرا بچه هاى شیرخوار را هدف تیر قرار مى دهند؟! چرا بیمارستان ها، مدارس و انبارهاى غذا را منفجر مى کنند؟! چرا محصول زراعت و درخت هایشان را مى سوزانند؟! چرا از هر طرف آنان را محاصره مى کنند و دائم بر سرشان آتش مى بارند؟! آیا معناى طرفدارى از حقوق بشر این است ؟! آیا معناى دموکراسى و آزادى این است ؟! تا کى مى خواهیم از این شیاطین بدتر از ابلیس فریب بخوریم و در برابر آنها دستمان را بلند کنیم و تسلیم شویم . اگر بنا است کشته بشویم ، بگذار دست کم در راه خدا و راه دفاع از ایمان و عقیده و دینمان شهید شویم . آنها به ما وعده مى دهند؛ ولى وقتى بر ماس مسلط شدند و به آرزوى خودشان رسیدند، دیگر هیچ کس را نمى شناسند. تجربه افغانستان و عراق کافى نیست ؟ در آینده ، تجربه سوریه و عربستان نیز خواهد بود. خدا نیاورد روزى که نوبت به تجربه بعضى از مسئولان فریب خورده مملکت ما برسد!

منبع: خبگزاری حوزه

انتهای پیام/