شاهرود علما

اقتصاد تولیدی

 در بینش اسلام «تولید» مهم ترین رکن اقتصاد اسلامى به شمار مى رود و افزایش نرخ آن از اهداف اقتصادى جوامع اسلامى است و بسیار مورد تأکید و توصیه است.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت الله سید مختار شاهرود علما، حضرت آیت الله مکارم شیرازی در شاهرود علمای به مبانی اقتصاد تولیدی از نگاه اسلام پرداخته اند که متن  آن به این شرح است:

گفتنی است در تمام مکتب هاى اقتصادى جدید اعم از سوسیالیسم و کمونیسم و لیبرالیسم و یا سایر مکتبهاى غیر معروف سخن ازچگونگی تحقق اقتصاد تولید محور است؛[۱] از سوی دیگر اسلام نیز به عنوان دین جهانى و رو به جلو، تلاش برای ارتقای تولید و اجتناب از مصرف گرایی را  مورد توجه قرار داده است؛[۲]زیرا جامعه  اسلامى به معناى واقعى کلمه، جامعه اى فزاینده، گسترش یابنده، زاینده و مولّد است، نه جامعه اى محدود و مصرف گرا که فقط در چهار چوب خود قرار گرفته و هیچ پیشرفت و ترقّى ندارد.[۳]

لذا دستورهاى اسلام  در مورد محکوم ساختن فرار از زیر بار مسئولیتها و وظائفى که نظام اقتصادى جامعه بر دوش هر کس گذارده که بدون دخالت در امر تولید از دسترنج دیگران بهره نگیرند؛ و زندگى اتکالى و وابسته را براى خود نپذیرند بسیار گویا و صریح است.[۴] لیکن باید دانست تحقق این مهم، در گرو بهره گیری از   اصول  و مبانی نظری  است که در ادامه أهم آن از نظر مخاطبان می گذرد.[۵]

ضرورت و اهمیت اقتصاد تولیدی در اسلام

بى تردید «تولید» در نظام هاى اقتصادى از[۶]اهمیت فوق العاده اى برخوردار است، زیرا دوام و قوام امور اقتصادى در جوامع بشرى به آن وابسته است. حتى امروزه میزان ثبات و امنیت هر کشورى، با ظرفیت و توان تولیدى آن سنجیده مى شود. بالا بودن سطح تولید در هر جامعه اى، از معیارهاى سنجش پیشرفت اقتصادى آن به شمار مى رود، لذا «کشورهاى پیشرفته» به آن دسته از کشورها اطلاق مى شود که داراى سطح بسیار بالایى از تولیدات، اعم از کالا و خدمات هستند. در مقابل از کشورهایى که از سطح تولیدات داخلى ناچیزى برخوردارند «کشورهاى عقب مانده» یاد مى شود.[۷]

در بینش اسلام  نیز «تولید» مهم ترین رکن اقتصاد اسلامى به شمار مى رود و افزایش نرخ آن از اهداف اقتصادى جوامع اسلامى است و بسیار مورد تأکید و توصیه است.[۸]

اینگونه است  که اسلام به کار و تولید، ارزش واقعى بخشید و از طریق آموزه هاى تربیتى و فرهنگى خاص خود، شرایط لازم را جهت تولید و بهره بردارىِ صحیح از طبیعت، فراهم ساخت و همگان را به تشریک مساعى در آن فرا خواند. دلیلش هم روشن بود، زیرا اسلام، خواهان عزت و استقلال جامعه اسلامى بود، و هرگونه تسلّط بیگانه و وابستگى به آنان را مردود مى دانست، و بنابر اصل محکم نفى سبیل: «وَلَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا؛[۹] وخداوند هرگز کافران را بر مؤمنان تسلّطی نداده است. ، و برترى اسلام:«الإسلام یعلو و لایُعلى علیه؛[۱۰] اسلام برتر است و چیزی بر آن برتری نمی یابد.»[۱۱]

دشمنى و مبارزه سرسختانه اسلام  با فقر و احترامبه ثروت برآمده از فعالیت های سالم اقتصادی که در سایه آن خدمتى به جامعه از نظر تولید، توزیع و خدمات صورت بگیردخود موید این مدعاست.[۱۲]

اینچنین است که  تولید انواع فرآورده هاى مادى و فیزیکى از یک طرف و تربیت نیروهاى متخصص انسانى ومجهز شدن به آخرین دستاوردهاى علمى بشر از سوى دیگر، در سرلوحه آموزه هاى دینى این آیین آسمانى قرار گرفته است.[۱۳]به نحوی که  فعالیت هاى تولیدى در سیره اولیاى دین، به طور گسترده و چشمگیر در تاریخ، انعکاس یافته، در شکل گیرى این بینش، نقش بسزایى داشته است.لذا پیامبر این آیین پاک پس از بوسیدن دستان پینه بسته کارگرى، فرمود:«هذه یدٌ لا تمسّها النار؛ این دستى است که آتش دوزخ به آن نمى رسد.[۱۴]

در این بینش، انسان هاى بیکار، سربار جامعه معرفى شدند، و افزون بر سقوط معنوى و تزلزل موقعیت اجتماعى شان، دور از رحمت خدا به شمار آمدند.[۱۵]

امیرمؤمنان على علیه السلام آن گاه که از امر جهاد، آموزش مردم و قضاوت فارغ مى شد، به کشاورزى و باغدارى و کندن چاه ها و قنوات روى مى آورد.در سیره امامان معصوم در اشتغال به تولید، تصویر روشنى از جایگاه تولید در بینش اسلامى دیده مى شود که بستر فکرى و فرهنگى مناسبى را در جامعه نسبت به امر تولید و جایگاه والاى آن فراهم مى کند.[۱۶]

تأملی در مفهوم اقتصاد تولیدی

در علم اقتصاد به مجموع عملیاتى که طىّ آن، شکل نخستین مواد، تغییر مى یابد و یا جابجا مى شود «تولید» نامیده مى شود.[۱۷]به بیان دیگر «تولید» عبارت است از فعالیتى که با به کارگیرى و سازماندهى سلسله عوامل و نهاده هایى همچون سرمایه و منابع طبیعى، به ایجاد کالا و خدمات مى انجامد.[۱۸]

در یک جمله کوتاه و ساده تر مى توان تولید را به «ایجاد فایده» تعریف کرد.[۱۹]البته مقصود از تولید اعم از تولید کالا یا خدمت است، بنابراین انجام فعالیت های خدماتی نیز «تولید» محسوب مى شود.[۲۰]

امروزه نظریه پردازان اقتصاد بر این باورند که منابع طبیعى، سرمایه هاى فیزیکى، تکنولوژى و نیروى انسانى، مجموعه عناصرى هستند که در تولید و ایجاد کالا و خدمات، نقش اصلى را ایفا مى کنند، در این میان سرمایه انسانى و بهره ورىِ درست از آن، پایه اصلى ثروت ملت ها را تشکیل مى دهد.[۲۱]

لذا  «کار» قوۀ محرک اقتصاد تولیدی و محصول این نیروها است چرا که اگر کارگر «کار فکرى» باشد مانند «مدیریت» و «آموزش» و «طرح نقشه هاى تولید و عمرانى» و «ابداع و اختراع و اکتشاف» محصول مستقیم قدرت فکرى و خلاقیت انسان است، و اگر «کار جسمى» باشد محصول نیروى بازوى او است.[۲۲]

در اقتصاد سرمایه دارى، انسان وسیله اى است در خدمت تولید، و لذا انسان (کارگر) همپایه دیگر ابزار، دیده مى شود؛ ولى در سیستم اقتصادى اسلام ، محوریت با انسان (کارگر) است و «تولید» وسیله اى در خدمت اوست.[۲۳]،[۲۴]

بر اساس همین تفاوت نظرى است که برخلاف سیستم هاى اقتصادى رایج جهان، ابوابى چون «مزارعه»، «مضاربه» و «مساقات» در نظام اقتصادى اسلام مطرح است.[۲۵] و این از آن جهت است که باید  سود عادلانه اى نیز براى کارگر به عنوان  ابزار تولید در نظر بگیریم، تا چرخ هاى اقتصاد به حرکت در آید، و زمینه کار بیشتر فراهم گردد، تا منفعت کارگر بصورت کاملترى تأمین شود.[۲۶]

تحقق اقتصاد تولیدی  در گرو اخلاق گرایی و  نفی اقتصاد لیبرالیستی

لازم به ذکر است: در نظام اقتصادى لیبرال، هدف از «تولید» رسیدن به «حداکثر سود با کم ترین هزینه» است. انسان در این نظام بى آنکه به اصول  اخلاقى و معنوى پاى بند باشد، به دنبال سود بیشتر با هزینه و تلاش کمتر است، لذا هر چیز که او را به این هدف برساند، تولید مى کند، حتى اگر به انواع مفاسد اجتماعى و پا گذاشتن روى اصول  اخلاقى و انسانى بینجامد، ازاین جهت که  تولید در این نظام، هیچ محدودیتى ندارد، حتى تولید فرآورده هایى چون سلاح هاى شیمیایى و میکروبى، مواد مخدر، انواع مشروبات الکلى و قرص هاى خانمان سوز روان گردان و … عملًا مجاز شمرده مى شود، هرچند[۲۷]به حسب ظاهر در شعارها و قوانین رسمى به گونه اى دیگر مى گویند و مى نویسند؛ ولى حقیقت آن است که بر اساس جهان بینى مادى، عملًا راهى جز «حداکثر خواهى سود» براى آنها باقى نمى ماند.[۲۸]

حقیقت آن است  که دنیاى مادّى، در تولیدات خود توجّهى به زیان بار بودن آن براى مصرف کنندگان ندارد، ازاین رو در مزارع، کشتزارها و کارخانه ها فرآورده هایى تولید مى کند که آثار زیانبارى براى مصرف کنندگان دارد و حتّى گاه به مرگ آنها نیز مى انجامد.[۲۹]،[۳۰]

حتى گاه با نهادهاى ارزیابى و کنترل و به اصطلاح «استانداردها» کنار مى آیند و فرآورده هاى زیانبار خود را وارد بازار مى کنند، صرفاً دلیل آن که در دنیاى مادّى تنها سودآورى مورد توجّه است، در حالى که در مکتب اسلام، تولید موادّ زیانبار و اضرار به مردم و محیط زیست ممنوع شمرده شده است.[۳۱]

ولى اسلام به مقتضاى واقع گرایى خود و اهتمام ویژه به بُعد معنوى و ارزش هاى اخلاقى انسان، محدودیت هایى را در امر تولید قائل شده است که داراى ریشه هاى فطرى است و از اعماق وجود انسان، سرچشمه مى گیرد. در این نگاه، تمام آزادى هاى اقتصادى، در محدوده ارزش هاى اخلاقى و معنوى جاى دارد[۳۲] زیرا تولید محوری  باید با اصول اخلاقى آمیخته شود، از این رو اسلام تولید منهاى اخلاق را بر نمی تابد.[۳۳]

آرى اگر اخلاق در تولید کالا  آمیخته گردد،  روز به روز فاصله زیاد بین فقیر و غنى کم مى شود، اسلام مى گوید: هر وسیله اى که براى جامعه بشرى زیانبخش است، تولید آن حرام است.[۳۴] اگر چه بسیارند کسانى که مرز نفوذ ناپذیرى میان مسائل اخلاقى و مسائل  اقتصادى قائلند ولى انقلاب اسلامى ایران این مرز خیالى را در هم شکست، و کار برد عظیم مسائل مذهبى و اخلاقى را در زمینه هاى اقتصادی کاملًا روشن ساخت.[۳۵]

اسلام مخصوصاً با وضع قاعده لاضرر (لا ضرر و لا ضرار فى الاسلام)، از این نوع ضرر رسانى به [۳۶]جامعه جلوگیرى مى کند، مطابق این قاعده که از قوانین مهم و حاکم بر سایر قوانین است، هر نوع اقدام ضررى، چه در مرحله وضع آن و چه در مرحله اجرا مشروعیت ندارد. مطابق این قاعده مردم حق ندارند به یکدیگر ضرر رسانند، این قانون از هر چه موجب اضرار به مردم، محیط زیست و جامعه بشرى مى شود، جلوگیرى مى کند و به یقین شامل تولید مواد زیان آور نیز مى شود.[۳۷]

با این تفاسیر  فعالان عرصه های تولیدی ، آزاد نیستند که هرگونه خواستند تولید کنند بلکه باید اخلاق  را اعم از الزامى و غیر الزامى بر فرایند تولید حاکم سازند.[۳۸]

ایجاد فراینداقتصاد تولیدی نیازمند مقابله فکری با اقتصاد ربوی

ربا به مفهوم واقعى کلمه این است که انسان در گوشه اى بنشیند و سود سرمایه اش را بگیرد خواه به شکل ربا دادن باشد و یا گذاردن ابزار تولید در دست دیگرى به همین دلیل مى بینیم قرآن مجید در مخالفت با ربا مى گوید «فلکم رؤس اموالکم ؛[۳۹]تنها حق دارید سرمایه خود را بگیرید نه بیشتر»[۴۰]

«تحریم ربا بمعنى بنیانى، استثمار و رابطه سرمایه دارى است، زیرا اساس روابط سرمایه دارى بر این است که سرمایه سهمى از ارزش تولید شده دارد و قرض و یا سرمایه گذارى ماهیّت این رابطه غلط را تصحیح نمى کند».[۴۱]

قبول چنین حقى علاوه بر این که جامعه را به دو قطب «سرمایه دار» و «کارگر» تبدیل مى کند باعث بیکارى و کم کارى عده اى از افراد جامعه است.[۴۲] به ویژه انکه بدانیم اقتصاد ربوی   پول را از واسطه کالا بودن خارج و آن را تبدیل به کالا مى کند.[۴۳]

لذا یکى از حکمت هاى تحریم ربا عبارت از فساد مالى است. چه اینکه به وسیله ربا، اموال سرشارى بدون هیچ گونه فعالیت اقتصادى نزد رباخوار جمع مى شود بى آنکه هرگز زیانى دامان او را بگیرد و همین امر توازن و تعادل اقتصادى جامعه را بر هم مى زند.[۴۴]

بدیهی است در سیستم اقتصاد ربوى، در برابر یک سرمایه دار رباخوار ممکن است صدها نفر پس از مدتى از هستى ساقط گردند و سرمایه و ثروتشان به تدریج به جیب یک نفر یا یک مؤسسه رباخوار سرازیر شود و این عمل باعث فقر و بیچارگى صدها نفر از سویى و تراکم ثروت ها و تکاثر اموال از سوى دیگر مى شود و جامعه از تعادل و توازن اقتصادى خارج مى گردد.[۴۵]

ربا سبب مى شود صاحبان پول و سرمایه، دست از تولید و کار کشیده و تجارت و فعالیت اقتصادى مفید را کنار بگذارند و با رباخوارى به جمع اموال و انباشت سرمایه اقدام کنند. روشن است با این عمل به تدریج طبقه اى در جامعه به نام رباخواران پیدا مى شوند بى آنکه پول و ثروت را در مسیر تولید قرار دهند و مولّد باشند، با پول، پول مى آورند و در مقابل آن بخش عظیمى از توده مردم با کار و تلاش، تولید مى کنند؛ ولى نتیجه کارشان را به رباخوار تحویل مى دهند و اگر زیانى متوجّه شود گریبان توده زحمتکش را مى گیرد.[۴۶]

این گونه است است که «رباخوارى» یکى از عوامل اصلى فقر و اختلاف طبقاتى است؛ یعنى ربا موجب مى شود طبقه اى غیر مولّد، ولى سرمایه دار تمام هستى طبقه ضعیف و مولّد را تدریجاً ببلعند. ناگفته پیداست این نوع فساد اقتصادى، به دنبال خود مفاسد اخلاقى و اجتماعى و سیاسى گوناگونى را موجب مى شود و سرچشمه انواع وابستگى هاى فسادانگیز خواهد بود.[۴۷]

هشام بن حکم  آن فیلسوف و متکلّم و دانشمند برجسته اسلامى مى گوید از امام صادق علیه السلام درباره فلسفه تحریم ربا سؤال کردم امام علیه السلام در جمله هاى کوتاهى چنین فرمود:«انه لو کان الربا حلالا لترک الناس التجارات و ما یحتاجون الیه فحرم اللَّه الربا لتنفر الناس من الرام الى الحلال، و الى التجارات من البیع و الشراء، یبقى ذلک بینهم فى القرض؛اگر رباخوارى حلال باشد مردم تجارت و فعالیتهاى تولیدى را که مورد نیاز جامعه آنها است ترک مى گویند، و به رباخوارى روى مى آورند، لذا خداوند ربا را حرام کرده تا مردم از حرام به حلال روى آورند، و به سراغ کسب و کار و خرید و فروش و تولید بروند، و مسأله قرض بصورت قرض الحسنه (و خالى هز ار هگونه سود و صرفاً متّکى به اصول اخلاقى) در میان آنها باقى بماند».[۴۸]

تبیین  اقتصاد اسلامی پیشرفت ؛ مهمترین ضرورت در ایجاد اقتصاد تولیدی

گفتنی است: جنگها و صلحها و پیمانهاى نظامى و روابط بین المللى، در عصر ما بیش از هر چیز بر محور «مسائل اقتصادى» دور مى زند. البته نه به آن صورت مبالغه آمیز که  «مارکس» و «انگلس» و پس از آنها «لنین» مى گویند که نیروى متحرّک تاریخ بشر در همه زمینه هاى علمى و صنعتى و ادبى و اخلاقى و … در تمام طول تاریخ تنها «مسأله اقتصاد»، و «اصل  تولید» مد نظر بوده است، این سخن، با این عمومیّت، به معناى آن است که تمام غرایز و امیال و عواطف و انگیزه هاى گوناگونى را که در روح بشر ریشه دوانده و سر چشمه فعالیتهاى اجتماعى او مى شود همه را نادیده گرفته و بگوییم: «انسان همچون یک دستگاه ماشین است که براى ادامه کار خود فقط سوخت لازم دارد»![۴۹] با این همه سهم عوامل اقتصادى در این رویدادها مخصوصاً در عصر کنونی غیر قابل انکار است.[۵۰]

بر خلاف مکاتب غربی که  تحقق پیشرفت اقتصادی را در گرو  فروپاشی اجتماعی و جنگ طلبی دنبال کردند ؛ لیکن دقت و ژرف اندیشى در اقتصاد اسلامی نشان مى دهد که در نگاه دین، اقتصاد از جایگاه ویژه و اولویت خاصى در حفظ نظام اجتماعی برخوردار است به گونه اى که از برخى از آیات استفاده مى شود افراد و جوامع بشرى چنان متکى به توانمندى اقتصادى اند که قوام و دوام امور فردى و اجتماعى آنها در گرو آن است.[۵۱]چرا که از دیدگاه اسلام، همه افراد جامعه به منزله اعضاى یک پیکرند، به گونه اى که مصلحت و منفعت فرد نمى تواند از منافع دیگران جدا باشد. چنان که زیان یک فرد نیز نمى تواند از زیان جامعه جدا باشد.[۵۲]،[۵۳]

توجّه به ماهیت و طبع سیستم اقتصادى شرق و غرب نیز این واقعیت را روشن مى سازد. که هیچکدام در نفى عدالت اجتماعى، و نفى جامعه توحیدى، و ایجاد جامعه طبقاتى و شرک آلود و مبارزه با آزادى و کرامت انسان دست کم از دیگرى ندارند[۵۴]

لیکن در اصول فکری اقتصاد اسلامی پیشرفت ،بهره گیرى از عنصر ایمان و اخلاق و کابرد آن در تولید و مصرف و خدمات غیر قابل انکار است. [۵۵]

هم چنین در حالى که سوسیالیسم و کمونیسم روى مالکیّت کمون ها و جامعه تکیه مى کنند، و کاپیتالیسم روى مالکیّت فرد، لیکن اسلام ماکلیت را به معنى واقعى کلمه براى خدا مى داند و طرح کاملًا جدیدى در زمینه ارائه مى دهد و مى گوید:«وانفقوا مما جعلکم مستخلفین فیه[۵۶]از آنچه خداوند شما را جانشین و نماینده خود در آن قرار داده انفاق کنید» [۵۷]

این احساس که «در حقیقت مالک اصلى خداست، و این امانت چند روزى دست ماست»، دید و درک تازه اى به انسان در مسائل مربوط به تولید مى دهد، و او را در اقتصاد  تولیدی  به رعایت نظر صاحب امانت در تمام زمینه هاموظف می سازد؛ لذا تولید کننده نمى تواند هرگز، فعال ما یشاء باشد و آن کند که شخصاً مى پسندد و علائق خاص یا تمایلات و هوسهاى او ایجاب مى نماید، در آورد.[۵۸] اینچنین است که اقتصاد اسلامى که تار و پودش با مسائل اخلاقى همراه است، عدالت  را پایه اصلى خود قرار مى دهد [۵۹]

با این اوصاف  نظام اقتصادى اسلام مبارزه با فقر را یک اصل اساسى به حساب آورده، راه وصول به آن را در گرو و حرکت جدى و برنامه ریزى شده به سوى عدالت  و کم کردن فاصله طبقاتى بر می شمرد همان اصولى که اقتصاد مادى غرب هیچ کدام از آنها را به رسمیت نمى شناسد و در مسیرى بر ضد آن حرکت مى کند بلکه بر خلافکارى هاى خود لباس قانون نیز پوشانده است.[۶۰]

همۀ این امور به «حیات طیّبه» می انجامد  زیرا شاخصه مهم اقتصاد اسلامى توجه به معنویت، اخلاق و عدالت  است. لذا اقتصاد تولید محور، وسیله اى خواهد بود در  جهت خدمت به هم نوعان، وابزارى براى ترقى مادی و معنوى  آحاد جامعه ؛ از این رو فعالان تولید در کشور همه ابزارهاى دنیوى و ثروت و قدرت را در آن مسیر به کار مى گیرند و طبیعى است که با این اندیشه و تفکر، هرگز از خطّ اخلاق و عدالت خارج نمى شوند و اصالت سود را بری اقتصاد تولیدی بر نمی تابند.[۶۱]

سخن آخر: ( مبانی حقیقی اقتصادتولیدی در جامعه فرهنگ سازی شود)

در خاتمه باید گفت  ترویج مبانی فکری اقتصاد مولد و  فرهنگ متعالی تولید و کار، و ارزش گذارى معنوى بر فعالیت هاى تولیدى، زیرساخت هاى اقتصادی کشور  را در موضوع کار و تولید، چنان اوج خواهد داد داد که «کار و تولید» در ردیف یکى از عبادت ها قرار خواهد گرفت [۶۲]، و کرامت و مقام انسان نزد خداوند به آن گره خواهد خورد[۶۳]، و تلاش جهت تولید و کار، به مثابه جهاد در راه خداوند قلمداد می شود.[۶۴]

نباید فراموش نمود  فرهنگ  سازى و ترویح   اقتصاد اسلامی پیشرفت  که از اهداف توسعه اسلامى است  با وجود نیروهاى قابل و شایسته به ارتقای اقتصاد تولیدی منجر خواهد شد. در غیر این صورت، جامعه فقط از نظر اقتصاد لیبرالی  رشد خواهد کرد؛ که در این صورت جامعۀ اسلامی تهى از معنویت و اخلاق خواهد شد و از «حیات طیّبه» که قرآن به آن فرا مى خواند دور مى شود.[۶۵]

پژوهش؛ تهیه و تنظیم؛ معاونت تحریریه خبر پایگاه اطلاع رسانی

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

[۱] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۱۶٫

[۲] مثالهاى زیباى قرآن، ج ۲، ص.۲۱۸٫

[۳] همان؛ص ۲۱۹٫

[۴] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۲۷٫

[۵] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۴٫

[۶] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۱۹٫

[۷] همان؛ص ۳۲۰٫

[۸] همان.

[۹] سورۀ نساء؛ آیه ۱۴۱٫

[۱۰] شرح مسلم نووى؛ج ۱۱؛ ص ۵۲، فتح البارى؛ ج ۹؛ ص ۳۷۰،عوالى اللئالى؛ ج ۱؛ ص ۲۲۶٫

[۱۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۲۱٫

[۱۲] همان ؛ ص۱۸۹٫

[۱۳] همان ؛ ص۳۲۱٫

[۱۴]  اسدالغابه؛ ج ۲؛ ص ۲۶۹٫

[۱۵]  ر. ک: کافى؛ ج ۴؛ ص ۱۲ ، ج ۵؛ ص ۷۲،۸۶،۸۴٫

[۱۶] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۲۲٫

[۱۷] همان.

[۱۸]  ر. ک: فرهنگ اصطلاحات کار و تأمین اجتماعى؛ ص ۱۱۸،مبانى و اصول علم اقتصاد؛ ص ۱۴۲٫

[۱۹] درآمدى بر اقتصاد اسلامى؛ ص ۲۸۱٫

[۲۰] همان.

[۲۱]  ر. ک: توسعه اقتصادى در جهان؛ ج ۱؛ ص ۴۷۳٫

[۲۲] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۵۶٫

[۲۳] ر. ک: اقتصادنا؛ ص ۵۵۵- ۵۵۷٫

[۲۴] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۱۷٫

[۲۵] همان؛ ص۳۳۷٫

[۲۶] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۸۴٫

[۲۷] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۳۳٫

[۲۸] همان؛ ص ۳۳۴٫

[۲۹] تولید مواد مخدّر، قرص هاى روان گردان، مشروبات الکلى، سلاح هاى کشتار جمعى، مواد غذایى مضرّ، از این قسم است.

گاه کشورهاى صنعتى و ثروتمند داروهایى را نخست در کشورهاى فقیر آزمایش مى کنند تا بتوانند استانداردهاى لازم را براى آن بیابیند و پس از اطمینان، از آن در کشور خود استفاده مى کنند.

آثار زیانبار پاره اى از این تولیدات، گاه متوجه محیط زیست، حیوانات و حتى کره مسکونى ما مى شود که تولید گازهاى گلخانه اى از کارخانه هاى صنعتى و تأثیر آن برلایه ازُن و در نهایت بر تمام کره خاکى و موجوداتش نیز از این قسم است.

بنابر آمارهاى سازمان ملل، حدود ۹۸ درصد دى اکسید کربن و سایر گازهاى مضرّ جوّ، مربوط به کشورهاى صنعتى است و فقط ۲ درصد سهم کشورهاى جهان سوم است.

کارخانجات کشورهاى صنعتى قسمت عمده زباله هاى شیمیایى مضرّ جهان را به وجود مى آورند. تأسیسات نظامى آنها ۹۹ درصد ضایعات رادیو اکتیو جهان را ایجاد نموده است.( دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۶۹).

[۳۰] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۶۹٫

[۳۱] همان.

[۳۲] از تو سوال مى کنند(مجموعه سوالات قرآنى از پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله) ؛ ص۱۷۴٫

[۳۳] همان.

[۳۴] همان.

[۳۵] خطوط اقتصاد اسلامى، ص۶۳٫

[۳۶] دائره المعارف فقه مقارن، ج ۲، ص ۳۷۱٫

[۳۷]  ر. ک: القواعد الفقهیه؛ج ۱؛ قاعده لاضرر.

[۳۸] دائره المعارف فقه مقارن؛ ج ۲؛ ص ۳۸۷٫

[۳۹] سورۀ بقره؛آیۀ۲۷۹٫

[۴۰] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۷۸٫

[۴۱] همان.

[۴۲] همان؛ ص ۷۹٫

[۴۳] ربا و بانکدارى اسلامى ؛ ص۵۱٫

[۴۴] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۴۳۹٫

[۴۵] همان.

[۴۶] همان.

[۴۷] همان.

[۴۸]  وسائل الشیعه؛ ج ؛ ص ۴۲۷٫

[۴۹] اسرار عقب ماندگى شرق؛ ص ۱۹۳٫

[۵۰] همان.

[۵۱] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۶٫

[۵۲]  ر. ک: المیزان؛ ج ۴؛ ص ۱۷۰، تفسیر نمونه؛ ج ۳؛ ص ۲۶۹- ۲۷۰، التفسیر المنیر؛ ج ۴؛ص ۲۴۸، تفسیر المنار؛ ذیل آیه؛ ج ۴؛ ص۳۸۰٫

[۵۳] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۳۶٫

[۵۴] همان.

[۵۵] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۶۲٫

[۵۶] سوره حدید؛آیه ۷٫

[۵۷] خطوط اقتصاد اسلامى ؛ ص۶۳٫

[۵۸] همان؛ ص ۶۴٫

[۵۹] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۱۸٫

[۶۰] همان.

[۶۱] همان ؛ ص۷۵٫

[۶۲] ر. ک: مسند احمد؛ ج ۳؛ ص ۱۴۷،صحیح بخارى؛ ج ۳؛ ص ۶۶، مستدرک الوسائل؛ ج ۱۳؛ ص ۴۶۰٫

[۶۳] امام کاظم علیه السلام فرمود:« إن اللَّه لیبغض العبد الفارغ؛ خداوند بنده بیکار را دشمن مى دارد»،( من لایحضره الفقیه؛ ج ۳؛ ص ۱۶۹؛ ح ۳۶۳۵).

[۶۴]  امام صادق علیه السلام فرمود:« الکادّ على عیاله کالمجاهد فى سبیل اللَّه»؛( کافى؛ ج ۵؛ ص ۸۸).

[۶۵] دائره المعارف فقه مقارن ؛ ج ۲ ؛ ص۲۳۶٫

منبع: خبرگزاری حوزه

انتهای پیام/